نویسنده :       تعداد بازديد : 1196      بدون دیدگاه      دسته : اخبار روز, حاشيه هاي ورزشي

http://www.cafepatogh.ir/wp-content/uploads/2013/03/1269321.jpg

«مامان نصرت»؛ این دو کلمه برای شکستن یخ سلطان فوتبال ایران کافی است. علی پروین که بد مصاحبه می کند، کافی است اسم مامان نصرت را بگویی تا برایت از خاطرات کودکی تا این روزها که بیشتر در گوشه ای نشسته و سعی می کند، از اظهارنظر خودداری کند حرف بزند.

تماشا: «مامان نصرت»؛ این دو کلمه برای شکستن یخ سلطان فوتبال ایران کافی است. علی پروین که بد مصاحبه می کند، کافی است اسم مامان نصرت را بگویی تا برایت از خاطرات کودکی تا این روزها که بیشتر در گوشه ای نشسته و سعی می کند، از اظهارنظر خودداری کند حرف بزند. او در آستانه عید مصاحبه ای جالب با روزنامه «فرهیختگان» داشته است:

نوروز امسال هم سلطان را باید شمال پیدا کرد؟

– شمال نریم از این دود و سیاهی خلاص نشیم کجا بریم؟ همین چند روز رو تو کل سال داریم و جاتون خالی میریم حسابی صفا!

می گویند دلیل علاقه علی آقا به کله پاچه این است که پدرتان (احمدآقا) کله پزی داشته اند.

– آره خدا بیامرز ما رو فرستاد پیش رفیقش که طلاساز بود. کار رو خیلی خوب یاد گرفتم. یکی از ظریف ترین کارها نصب نگین روی انگشتر بود که من فوت آب بودم. همه با ذره بین نصب می کردند اما من همین جوریم خوب کار می کردم.

خاطره خاصی از ایام عید و مامان نصرت دارید؟

– یه بار چهارشنبه سوری رفتم تو کوچه روی آتیش پریدم. موهامسوخت. اون روز کتک مفصلی خوردم و همون کتک آخرین باری بود که از دستش خوردم. باورت میشه دلم واسه همون کتک تنگ شده؟ (چشمان سلطان خیس می شود)

چرا همیشه این آدم های شیرین مغز و بعضا دیوانه را دور و برتان می بینیم؟

– مامان نصرت بهم می گفت به اینا برس. این ابرام چرخی همیشه همین جاهاست. باورت میشه یه دنیای دیگه ای دارن. گاهی اوقات بهشون حسودیم میشه. اهل دوز و کلک نیستند. گاهی لازمه آدم با اینا درد دل کنه. اونایی که خودشون رو زرنگ می دونن و عاقل، خیلی به کار درد دل نمی خورن.

و اینکه به جای پنجشنبه ها، چهارشنبه ها می روید بهشت زهرا چه جریانی است؟

– مامان نصرت چهارشنبه از بینن ما رفت. منم همون روز میرم پیشش. اونجا می شینیم با همین فقیر فقرا ناهار می خورم. یه بار وحید قلیچ رو از تیم انداخته بودم بیرون. بچه ها بهش گفته بودن چهارنبه ها برو بهشت زهرا. می اومد قبل از من سر مزار مامان نصرت رو آب و جارو می کرد. اونجا من قاتل رو هم می بخشم.

چرا به کریستال پالاس نرفتید؟

– مامان نصرت نذاشت. گفت بچه ای بری دیوونه می شی. منم نرفتم.

علی آقا چرا هیچ وقت به برنامه های تلویزیونی مثل ۹۰ و … نمی رود؟

– می دونی چرا؟ چون خوشم نمی یاد. برم بگم چی؟ من دهنم وا بشه، خیلی حرفا دارم که بزنم. اینقدری که این فوتبال رو زیر و رو کنم. از همه آدمای این فوتبال حرف دارم واسه گفتن. دیگه علی پروین بلده که کی چی کاره هستش ولی نمی رم تلویزیون.

علی پروین واقعا سلطان این فوتبال است؟

– بچه! من یه بار یه جمله گفتم هنوز هم درباره خودم همونو میگم. من برام لقب و این چیزا مهم نیست. الان یه چیزی بگم می خوای بری همون رو تیتر کنی اما یه بار گفتم و بازم میگم، عمرا دیگه مث علی پروین زاییده شه!

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

مطلب را به اشتراک بگذارید !
در صورتی که این مطلب را می پسندید 1+ بدهید

در مورد این مطلب !
لینک کوتاه: ادرس لینک کوتاه این مطلب
تاریخ ارسال: ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ | ساعت: اسفند ۲۸, ۱۳۹۱
برچسب ها : , , ,
بدون دیدگاه 


+ 1 = 10

خبرنامه ایمیلی

آخرین مطالب

بهترین مطالب

مطالب تصادفی

تبلیغات متنی