گـفـتـگـو بـا حـسـیـن مـهـری در نـقـش سـیـنـا در سـریـال زمـانـه

تماشا: حسین مهری بازیگر جوان این شب ها با بازی در نقش «سینا» در سریال «زمانه» توجه های بسیاری را به خودش جلب کرده اما شیرینی این موفقیت با شیرینی نامزدی و روزهای فراموش نشدنی آن در زندگی خصوصی این بازیگر جوان همراه شده.

حسین مهری

مهری که آدم درون گرایی است و چندان تمایل ندارد از زندگی خصوصی اش صحبت کند در گفت و گوی صمیمانه ای با تماشا از این اتفاق فرخنده و خوب صحبت کرد.

ما هم برای او همسرش آرزوی موفقیت می کنیم و به شما توصیه می کنیم اگر بیشتر می خواهید از او و نقشش در «زمانه» بدانید با این گفت و گو همراه شوید:

به نظر می رسد بیشتر علاقه تان به سریال است تا فیلم. سال گذشته هم سریال موفق «تا ثریا» و امسال هم که «زمانه» را داشتید.

– نسبت به پیشنهادهایی که داشتم این کارها را قبول کردم. اگر نه تئاتر، سینما و تلویزیونبرای من فرقی نمی کند. من دنبال تجربه های خوب هستم و مدیوم برایم اولویت و ملاک انتخاب نیست.

برنامه تان برای آینده کاری تان چیست؟

– باشکوه ترین کاخ ها و عمارت هایی که ما الان در دنیا می بینیم زیربنای به شدت قوی دارند و این خیلی مهم است. می توان آجرها را همینطوری روی هم چید و بالا رفت اما تا چند متر می تواند ادامه پیدا کند؟! برج های عظیم و کاخ های باشکوه در وسعت زیاد صدها متر ارتفاع دارند و همیشه هم ماندگار هستند. بازیگر هم باید ریشه های خودش را قوی کند. من هم عجله ای ندارم و هر وقت احساس کنم جایی اتفاق خوبی امکان دارد برایم بیفتد و دست خودم باشم سعی می کنم آن اتفاق بیفتد و عجله ای برای اینکه بخواهم ره صد ساله را یک شبه بروم ندارم.

ملاک هایتان برای انتخاب چیست؟

– من سه تا فاکتور اصلی دارم که به شدت برایم مهم است؛ کارگردان، فیلمنامه نویس و نقش. ایده اولم این است که نقش، نقشی باشد که بتوانم خودم در آن تلاش کنم، کارگردان، کارگردانی باشد که بتوان به او اعتماد کرد و فیلمنامه هم فیلمنامه قرص و جانداری باشد. یک وقت هایی هم شد با کارگردان هایی کار کردم که نمی شده به آنها تکیه کرد ولی به هر حال شرایط طوری بود که چاره ای نداشتم. چیدمان کاری ما شرایط خاصی دارد. ما شرایط استاندارد و با ثبات کاری نداریم و همه چیز خیلی متزلزل است.

مگر چند تا کار خوب در سال ساخته می شود؟ من خدا را شکر می کنم که در ۲، ۳ سال گذشته در ۵ تا از بهترین سریال های این دوره تلویزیون کار کردم. من «زیر هشت»، «نابرده رنج»، «تا ثریا»، «پایتخت» و «زمانه» را در این سال ها داشتم. بنابراین تازه من در این شرایط جزو آدم های خوش شانسی بودم که کارهای قابل قبولی با کارگردان هایی انجام دادم که به دانش و مهارتم اضافه کردند.

در فاصله بین «تا ثریا» و «زمانه» کار دیگری هم انجام دادید؟

– قبل از «زمانه» یک سریال به نام «بال های خیس» با آقای رنجبر کار کردم که نقش اصلی هم بودم. البته دوست داشتم قبل از این کار پخش شود ولی متاسفانه پخش آن به بعد از «زمانه» افتاده. سطح کلی کار «بال های خیس» در مرتبه «زمانه» نیست و دوست نداشتم بعد از «زمانه» که یک کار خوب است و یک خاطره خوب هم دارد، کاری از من پخش شود که از آن بهتر نیست. البته ظاهرا در مونتاژ این مجموعه هم دارند کارهایی می کنند که با نتیجه بهتری روبرو شویم.

حسین مهری عکسهای جدید حسین مهری بازیگر ایرانی اسفند 91

اولین تجربه همکاریتان با کارگردان سرشناسی مثل حسن فتحی چطور شکل گرفت؟

– آقای خادم زاده، دستیار ایشان، از قبل با من دوستی داشتند و لطف کردند من را به آقای فتحی معرفی کردند و ایشان هم با من تماس گرفتند که بروم و در مورد کار صحبت کنیم. من هم خدمت شان رسیدم. فیلمنامه هنوز آماده نبود من صحبت کوتاهی با آقای فتحی داشتم و از ایشان پرسیدم آیا فکر می کنید این نقش، نقشی می شود که من بتوانم خودم را با آن نشان دهم و آقای فتحی هم گفتند حتما اینطور خواهد شد.

این اعتماد متقابلی که بین ما وجود داشت مهمترین فاکتور همکاری مان بود. به من گفتند تو باید نقش یک پسر معتاد موزیسین را بازی کنی، همین خود همین معتاد موزیسین کلی بار مثبت برای من به عنوان بازیگر داشت که بتوانم توانایی های خودم را نشان دهم. حالا نوع پرداخت آن در فیلمنامه و نوع دید کارگردان و نوع اجرای بازیگر می تواند نقشی را شاخص کند یا نکند. خب من هم مثل همه، کارهای آقای فتحی را دیده بودم و خیلی دوست داشتم و می دانستم که می توانم کاملا به او اعتماد کنم.

نقش معتاد برای هر بازیگری همیشه هم امکانی است که توانایی های خودش را نشان دهد و نقش متفاوت چالشی است و هم خطر به دام کلیشه و تکرار افتادن دارد. شما چه کردید که در این دام نیفتادید و توانستید شخصیتی جدید خلق کنید؟

– نه تنها نقش ها بلکه همه قصه ها و ایده ها در ادبیات دنیا تکراری است و استفاده شده و فقط هر بار آنها از یک زاویه دید جدید تعریف می شوند. در مورد نقش ها هم همین است. هر آدمی شغلی دارد؛ یک نفر نانوا است، یک نفر در آژانس هواپیمایی کار می کند و هزاران شغل دیگر. همینطور هر کسی یکسری عادت ها دارد که اعتیاد یکی از آن عادت های مخرب و ناسالم برای فرد و اجتماع است. بارها هم از قدیم این نقش ها بازی شده. نقش معتاد را از بهروز وثوقی در «گوزن ها» تا تقی «آینه عبرت» بازی کرده اند.

حتی معتاد موزیسین هم بارها داشته ایم مثل علی سنتوری فیلم «سنتوری». زمانی که الگویی در یک چارت کلی خلق می شود مثلا «گوزن ها»ی آقای وثوقی طبیعتا بعضی بازیگرها برای اجرای نقش معتاد از آن الگوبرداری می کنند که طبیعتا مثل هر کار کپی در بهترین حالت باز هم کپی است و اصل نیست اما «سینا»ی داستان ما شخصیت مستقل خودش را دارد.

همانطور که شما اگر مثلا صد هزارتا معتاد را از همه جای دنیا کنار هم جمع کنید می بینید که شاید عادت های شبیه هم داشته باشند اما هر کدام، شخصیت و ویژگی های مستقل خودشان را دارند. من سعی کردم سینا را هر چه واقعی تر و طبیعی تر بازی کنم چون اینجور نقش ها این ایراد را دارد که اگر بازیگر یک ذره حواسش نباشد وسوسه می شود بخواهد بازیش را به رخ بکشد و آن وقت هی می خواهد اضافه بازی کند و حرکت و رفتارهای گل درشتی می کند که به چشم بیننده بیاید اما همین مسئله بیننده را آزار می دهد و هر چقدر این اضافت بازی کمتر باشد، بازی بازیگر حتی بیشتر دیده می شود و به دل بیننده می نشیند چون هم بیننده با هوش است و هم دوربین صادق.

در مورد فیلمنامه با آقای فتحی صحبت می کردید؟

– من قبل از اینکه سر کار بیایم درباره کارگردان و سبک کارش تحقیق می کنم. قبلاز این کار هم با دوستانی که با آقای فتحی سابقه همکاری داشتند تماس گرفتم؛ دوستانی مانند امیر جعفری و سهیل بیرقی، من را راهنمایی های خوبی کردند و همه آنها به من گفتند حسن آقای فتحی به شدت پیشنهاد و نظر را دوست دارد و استقبال می کند، یک وقت فکر نکنی باید ساکت باشی و نظرت را نگویی. سر صحنه هم خیلی صحبت و بحث می کردیم و در همین صحبت ها و بحث ها و نظرها و پیشنهادهاست که یک شخصیت می جوشد و بیرون می زند و می شود سینا.

شما برای کیفیت کارتان چه می کنید؟

– سعی می کنم به روز باشم و اتفاقات، اطلاعات و دانش کارم را دنبال می کنم. این به روز بودن از راه های متفاوت و البته مرسومی شکل می گیرد. راه هایی مثل کتاب خواندن، نشریات را مطالعه کردن و فیلم دیدن که مخصوصا برای این آخری خیلی زمان می گذارم فیلم دیدن و رمان خواندن تاثیر فوق العاده محسوسی روی کیفیت کار می گذارند. وقتی شما رمان می خوانید، کاراکترها و ماجراهایشان را در ذهن تان تصویرسازی می کنید. همینطور مشاهده آدم ها و رفتار و واکنش های آنها می تواند خیلی کمک کند و تئاتر که متاسفانه من مدتی است از آن دور شده ام و خیلی دوست دارم یک کار خوب تئاتر انجام دهم.

مهمترین دغدغه شما این روزها چیست؟

– همیشه بخش عمده ای از ذهن من مشغول زندگی خصوصی ام است و اینطور ونیست که همیشه صادرصد ذهنم درگیر کار و بازی باشد. هر کسی به هر حال دل مشغولی ها و چیزهای دوست داشتنی غیر از کار در زندگی اش دارد که آنها شاید مهمترین دغدغه هایش هستند. طبیعتا برای من که تازه نامزد کرده ام این اتفاق دوست داشتنی بخش مهم و اصلی فکر و زندگی این روزهای من است. فکر کردن به کسی که دوستش داری و دوستت دارد حس خوبی است و خدا را بابت این روزهای خوب شکر می کنم

سینای دوست داشتنی

برای رسیدن به این نقش چه کردید؟

– روال من این نیست که بروم تحقیق کنم و مثلا یک آدمی را پیدا کنم و عین او را اجرا کنم. بازیگر باید چیزهایی که از دیده هایش برداشت می کند را مونتاژ کند. من شاید نگاه یک معتاد را از یک جا برداشته باشم، عصبی بودن یک جوان را از یک جای دیگر برداشته باشم و همه اینها در کنار برداشتی که خودم از فیلمنامه داشتم قرار می گیرد و فراهنمایی و تلاش آقای فتحی هم خیلی به من کمک کرد. من تلاش زیادی کردم که سینا هر چند که دارد کارهای غلطی می کند و مسیر اشتباهی را آمده است اما دوست داشتنی باشد. من احساس می کنم مردم هم با اینکه می دانند سینا کم خطا کرده اما از او بدشان نمی آید و او را دوست دارند.

حسین مهری: سه ماه است ازدواج کرده ام

شاه داماد

در بین بازیگران با چه کسانی بیشتر رفاقت دارید و معاشرت می کنید؟

– البته خیلی آدم پر رفت و آمدی نیستم اما دوستان خوب در بین همکارانم زیاد دارم؛ دوستانی مانند امیر جعفری و کامبیز دیرباز و خیلی دوستان پشت دوربین که احتمالا کمتر می شناسیدشان اما عموما آدم اهل تنهایی هستم و ترجیح می دهم بیشتر وقت آزادم را به کتاب خواندن و فیلم دیدن بگذرانم یا اوقاتم را صرف همسرم کنم و با او باشم.

چند وقت است ازدواج کردید؟

– من به تازگی ازدواج کرده ام، تقریبا ۳ ماه است. البته نامزد کرده ایم و هنوز عروسی نگرفته ایم.

همسرتان هم کار سینمایی می کنند؟

– نه، اصلا در این حرفه نیستند.

شما چند سالتان است؟

– ۲۸ سال.

شما به جز کار بازیگری شغل دیگری هم دارید؟

– به هیچ وجه. تنها کار من بازیگری است و فقط از این راه زندگی می کنم.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

رونـاک یـونـسـی پـری دریـایـی سـیـنـمـای ایـران

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +3 (from 3 votes)

پـشـت صـحـنـه مـیـلـیـاردرهـا/عـکـس هـا

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

سریال«میلیاردر» با نام قبلی «شرکت» یکی از سریال‌های پر مخاطب این روزهای تلویزیون کم مخاطب ماست.

کاری که بخش اول آن به پایان رسیده و باید منتظر بخش دوم آن باشیم…

سریال«میلیاردر» با نام قبلی «شرکت» یکی از سریال‌های پر مخاطب این روزهای تلویزیون کم مخاطب ماست.

کاری که بخش اول آن به پایان رسیده و باید منتظر بخش دوم آن باشیم. میلیاردر بیشتر یک کار اجتماعی با درون مایه ای طنز است که در آن شخصیت‌های«استیل لیزه»(درشت شده) وجود ندارد . آدم‌ها همه معمولی هستند و از همه مهمتر هیچ کارآکتری «بد» نیست‌. چیزی که این روزها در شخصیت‌پردازی پرسوناژهای تلویزیونی بسیار واجب به نظر می‌رسد و می‌تواند موردی برای آشتی بیننده‌ای که از بی‌اعتمادی و خشونت حتی در کارهای طنز خسته شده است باشد.‌

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

ویژگی دیگر سریال میلیاردر در این است که به کارهای کمدی روز دنیا نزدیک است‌. شگردی که «برادران قاسمخانی» هم در این زمینه بیکار نبودند چرا که کمدی این روزهای تلویزیون در کشورهای پیشرفته تا حدود زیادی از طنز موقعیت و لحظه‌های«بزن‌، بکوب» به طنز کلامی نزدیک‌تر شده و لزوما همه سکانس‌ها نمی‌بایست مملو از لحظات خنده‌دار باشد وبه همین دلیل اگر مخاطب یک سریال کمدی خارجی مثل کارهائی «آلک بالدوین»،را با زبان اصلی ببیند و به آن اشراف نداشته باشد، با آن ارتباط نمی‌گیرد وبه نظرش کاری خسته کننده و بی‌مزه می‌آید.

نکته دیگر در میلیاردراین است که بعد از مدت‌ها ما با ویژگی‌هایی نظیر طراحی صحنه خوب‌، دکور و طراحی لباس آشتی کرده‌ایم و لزومی نداشته که بازیگران‌، لباس‌های خودشان را زیر بغل بزنند و سر صحنه بیاورند!! چیزی که این روزها متاسفانه رواج پیدا کرده است!

نگاهی به این موارد در کنار انتخاب عوامل مطرح این پروژه ثابت می‌کند که این مجموعه از دست و دل بازی مدیران و تهیه‌کنند‌گان هم بی‌بهره نبوده که این نیز نکته مثبتی است تا اگر کاری ارزش سرمایه گذاری داشته باشد چرا نباید شرایط بهره‌مندی از شرایط خوب را داشته باشد تا مخاطب را وادار کند که در مدیوم ملی خود دنبال سرگرم شدن بگردد.

«علیرضا امینی»کارگردان «میلیاردر» از جمله کارگردان‌هایی است که نمی‌توان با دیدن یکی از کارهای او‌،فیلم بعدیش را حدس زد. به بیانی دیگر‌، جزو فیلمسازانی نیست که پای کارش «امضا» بگذارد و به همین دلیل ما همیشه کنجکاو هستیم تا انتخاب جدید او را ببینیم .

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

«استشهادی برای خدا»فیلمی تحسین شده با بازی فوق‌العاده «محسن تنابنده» علیرضا امینی کیلومترها از «هفت دقیقه تا پائیز» فاصله دارد و نمی‌توان باور کرد که کارگردان تله فیلم خوب اما بسیار تراژیک «تلخون» با بازی فوق‌العاده «گلچهره سجادیه» همانی باشد که سریال طنز این روزها یعنی «میلیاردر» که بهانه این مبحث ما هم هست را ساخته است .او حتی در ژانر مهجور مانده تلویزیون یعنی (پلیسی – اکشن) که در سال‌های اخیر معمولا شاهد کارهای آبکی بوده‌ایم‌، سریال «سقوط آزاد» با بازی «حامد بهداد» و «پوریا پورسرخ» را دارد که آن هم کار متفاوتی بود .

اما ویژگی‌ای که در همه کارهای تلخ و شیرین او مشترکند این است که نوع کارگردانیش به گونه ایست که بازیگر احساس آرامش و امنیت می‌کند و فرصت دارد تا توانائی اش را خیلی باورپذیر عرضه کند.

زامیار سعدوندیان نویسنده فیلمنامه

زامیاد سعدوندیان از نویسندگانی است که استعداد زیادی دارد و البته فقط در «مسیر انحرافی» بود که کمی‌از مسیر منحرف شد. البته شاید فیلمنامه اش را موقع ساخت از مسیر منحرف کردند. او در حال حاضر، سریال پر مخاطب دیگری در ژانر متفاوت ملودرام را هم روی آنتن شبکه تهران دارد . سریالی با عنوان«دختران حوا».

سعدوندیان در مورد سریال«میلیاردر»می‌گوید:

من از نیمه‌های تولید برای نگارش سریال به پروژه پیوستم. میلیاردر در نسخه اول صرفا یک درام اجتماعی است، اما در بازنویسی فیلمنامه، موارد متعددی به آن اضافه شد. طی صحبت‌ها و همفکری با تهیه‌کننده آقای رامین عباسی‌زاده و کارگردان علیرضا امینی، قرار شد در بازنویسی، ژانرهای مختلفی برای سریال در نظر گرفته شود.

چیزی که در سریال‌های روز دنیا نیز امروز اعمال می‌شود، همین تلفیق و ترکیب چندگونه و ژانر در کنار یکدیگر است. نکته‌ای که می‌توان با منظور کردن آن در یک برنامه نمایشی، سلایق عمده‌ای را متوجه مضمون کرد و خیلی از مردم را با پرسوناژ و خط سیر قصه همراه کرد. میلیاردر چنین خط مشی‌ای را در نظر گرفته که شاید خیلی از آثار دیگر روی آن تمرکز نداشته‌اند. البته نمی‌خواهم یک نسخه کلی ارائه کنم، اما توفیق سریال‌های مطرح و پربیننده دنیا نشان داده، ما باید در برخی قصه‌ها و فیلمنامه‌های خودمان تجدید‌نظر کنیم.

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

تلویزیون امروز تلاش مشهودی در ارتقای سطح توقع و سلیقه مردم در پیش گرفته و برای مدیران اهمیت دارد که تولیداتشان مورد اقبال قشر وسیعی از مخاطبان قرار گیرد. خوشبختانه همین روال، برنامه سازان را نیز تشویق و ناگزیر می‌کند تا در راستای فرهنگ‌سازی و ایجاد جذابیت حرکت کنند نه رفع تکلیف. چنین انگیزه‌ای قطعا روی آنتن قابل مشاهده است و عیار تولیدات را از حیث کیفی بالا می‌برد. میلیاردر هم با همین نگاه ساخته شده و نتایجی که از دل آن به دست آمده، در هرچه بهتر شدن فصل دوم موثر خواهد بود.

میلیاردر در لحظات رویارویی سعید فرجام با دامادش یاولی، وجوه معمایی عیان‌تری پیدا می‌کند. وقتی قصه به سمت بهادر و نامزدش می‌رود، روابط عاشقانه و رمانتیک برقصه حاکم می‌شود. نوع رابطه فرجام و فرزندانش نیز خود حکایت دیگری دارد که برمفاهیم خانوادگی تاکید می‌کند و… در چنین قصه‌ای با این حجم از کاراکتر، مناسبات و فضاها، دست نویسنده برای موقعیت سازی، دست بازیگران برای مانور روی نقش و دست کارگردان برای طراحی میزانسن و دکوپاژ خلاقانه‌تر باز می‌شود. شما ببینید در فضای متنوع چنین شرکتی‌، چه قصه‌هایی که مجال بروز و شکل‌گیری نمی‌یابند و چه روابطی که خلق و ظاهر نمی‌شود. میلیاردر نمادی از خیلی از جوامع می‌تواند باشد تا برای مخاطب واقعی جلوه کند.

رامین راستاد بازیگر نقش خسرو

اوج درخشش رامین راستاد در سریال«زیر تیغ» بود که توجه فیلمسازان‌، منتقدین و مخاطبان را به خود جلب کرد .و بعدها هم در کارآکترهادی نظیر آن ظاهر شد . گرچه رامین راستاد قبلا هم در یک تله فیلم نقش کمدی را تجربه کرده بود اما سریال «میلیاردر» فر صت خوبی است تا خودش را در کارآکترهای این چنینی محک بزند که خوشبختانه حضورش در نقش «خسرو» مورد اقبال هم قرار گرفته است. نقطه ضعف رامین راستاد بی‌حوصلگی‌اش در حرف زدن است که حتما باید برای ماندگاری این صفت را از هنرمندی اش پاک کند جرا که سزاوار ماندن است.

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

او نیز در مورد حضورش در مجموعه میلیاردر می‌گوید‌:

بازی در سریال میلیاردر حاوی لحظه‌های شیرین و خوبی برای من بود که از آن به عنوان بازی‌های پینگ ‌پونگی و متقابل یاد می‌کنم. یعنی من بازیگر خود را مواجه و درگیر با فضایی می‌بینم که در من شوق و رغبت ایجاد می‌کند تا با جان و دل بازی کنم و شخصیت را ضمن آنکه برای خودم شکل گرفته، برای بیننده نیز قابل باور کنم.فضای شیرین سریال و خلق لحظه‌های کمیاب نیز تا حدود زیادی روی دوش این کاراکتر قرار گرفته و نقش مکمل لحظه‌های کمدی را دارد. از سویی هدایت کارگردان و ظرفیت متن نیز به من کمک کرد تا هرچه بهتر ایفای نقش کنم. امیدوارم در فصل دوم سریال فرصت بیشتری داشته باشم تا بتوانم نقش را بهتر پرورش دهم و در فیلمنامه نیز مطمئنم به این نکته توجه ویژه‌ای خواهد شد.

سحر زکریا بازیگر نقش آذر

سحر زکریا را در کارآکتری جدی‌،با سریال «در پناه تو» شناختیم و بعد از آن او را به عنوان یک بازیگر زن در مجموعه‌های طنز و در صدر آنها «پاورچین» باور کردیم . کم کم او به یک تیپ بدل شد . چیزی که این روزها نیاز دارد تا از آن فاصله بگیرد و البته کار سختی است . چرا که هم باید روی میمیک چهره و هم لحن کلامش بسیار کار کند. سریال میلیاردر موقعیت خوبی برای اوبود که قدم‌های اول را برداشت.

سحر زکریا در این باره می‌گوید:

شاید خیلی‌ها انتظار دارند با توجه به درونمایه طنز اجتماعی سریال میلیاردر و همچنین سابقه حضور پررنگ من در آثار طنز سال‌های اخیر، اینجا هم در لحظات کمدی به طور جدی شرکت داشته باشم. اما واقعیت آن است که کاراکتر آذر چند بعدی است و آنچه در قصه مدنظر بوده نیز همین ماهیت را دارد. او در محل کارزنی جدی و قاطع است، در برخورد با همسرش تا حد زیادی احساساتی عمل می‌کند و حتی مظلوم به نظر می‌رسد و در مقابل پدر و مادرش هم رفتار دیگری دارد. به نظرم همین مساله از جمله ویژگی‌های مثبت این نقش است که ابعاد مختلف او را در عین قابل باور بودن به نمایش می‌گذارد.

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

ضمن اینکه من در سریال میلیاردر در کنار یک گروه، بازیگری متنوع و متفاوت بودم که شباهتی به طنزهای هر شبی و یا بداهه‌گویی‌های آنان ندارد. از سویی جدا از اتفاقی که جلوی دوربین افتاد و مورد پسند مردم واقع شد، این سریال گروه پشت صحنه خوبی هم داشت که موجب می‌شد صمیمیت میان آنان به جلوی دوربین نیز منتقل شود و شاهد بازی‌های خوبی باشیم. به خصوص که اینجا مثل برخی از آثار طنز من بازیگر را صرفا با کلیشه‌های قبلی نسنجیدند و اجازه دادند که وجوه اجتماعی و خانوادگی نقش آذر هر چه بیشتر و بهتر عیان شود که جای خوشحالی دارد.

افراد بسیاری هستند که مانند شخصیت آذر در زندگی اجتماعی خود کاملا موفق عمل می‌‌کنند اما در بحث مسائل خانوادگی کاستی‌های آشکاری دارند و به نظرم این جزو نکات مثبت در شخصیت‌پردازی آذر بود. راهنمایی‌های کارگردان آقای علیرضا امینی هم کمک زیادی برای بهتر در آمدن نقش ایفا می‌کرد.

سامان گوران بازیگر نقش بهادر

سامان گوران بازیگری بود که در این سریال مرا شگفت‌زده کرد . چرا که به شخصه فکر می‌کردم که او یک کمدین صحنه‌ای است که قرار است در آینده نقش«ماهی صفت» را در جشن‌ها بازی کند. اما در این سریال نشان داد که بازیگر قابلی است و بهادر شخصیت ساده اما پیچیده ای بود که او از عهده باور‌پذیری آن برآمده است.

سامان گوران در این باره چنین نظری دارد:

میلیاردر قطعا یک تحول جدی و تغییر قابل ملاحظه در کارنامه بازیگری و آینده‌کاری من ایجاد خواهد کرد. فکر می‌کنم پس از پیش زمینه و ذهنیتی که خیلی از بینندگان از بازی من در آیتم‌های خنده بازار سراغ دارند، حالا با حضور در مجموعه‌ای در حد و اندازه میلیاردر، ابعاد تازه و وجوه تازه‌ای از سامان گوران در مقام یک بازیگر به مخاطبان و برنامه‌سازان شناسانده می‌شود.

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

ضمن آن که وظیفه مرا هم از این به بعد سنگین‌تر می‌کند چرا که استقبال مردم از این سریال نشان داد اجزای آن به خوبی و متناسب با یکدیگر چیده شده‌اند. پیشنهاد بازی در این سریال از سوی آقای محمدرضا شریفی‌نیا مطرح شد و براساس سابقه خوبی که از ایشان می‌‌شناختم، بلافاصله پذیرفتم. امروز هم که کار پخش شده، از نتیجه آن خوشحالم. یکی از ویژگی‌های اصلی نقش بهادر آن بود که برخلاف چهره‌ای که از من در ذهن مردم وجود دارد، اینجا بیشتر بار درام روی دوش من ‌بود. در واقع کسی انتظار نداشت که من اینجا مردم را بخندانم و یا حتی در موقعیت‌های طنز شرکت داشته باشم.

بهادر کاراکتری است که ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی برای او در اولویت قرار دارد. او اینجا کارکردی مثبت گرایانه دارد و اگر شوخی و خنده‌ای هم در جریان قصه شکل می‌‌گیرد، بهادر از دور نظاره‌گر آن می‌شود و یا عملی داشته که عکس‌العمل آن باید خندیدن یا شوخی کردن شخصیت‌های دیگر باشد. بهادر ضمن اینکه در ایجاد چنین فضاهایی شرکت دارد، خودش از دور شاهد شوخی‌ها و خنده‌هاست و اتفاقا رفتاری جدی و حتی اغلب خشک دارد رفتاری که شاید دیگران و یا نزدیکان او را نیز دلزده کند، اما در اصل راه را برای تصحیح روابط غلط حاکم بر شرکت و آدم‌هایی که سال‌هاست در آن عادت به سوء استفاده کرده‌اند، هموار می‌کند.

بهادر نیز شاید در نگاه اول کاراکتری انسانی و آرمانی به نظر برسد، اما چندان هم دور از دسترس نیست. حضور چنین شخصیتی در شرکت سعید فرجام، فی‌نفسه منجر به خلق موقعیت‌های متفاوتی می‌شود و بستر اصلی میلیاردر نیز همین لحظات است. چرا که در جوانب این کاراکتر‌ها، چهره‌های متفاوتی ارائه می‌شود و جنبه‌های پنهان آد‌م‌ها، نقشه‌ها و دسیسه‌هایشان آشکار می‌شود. امیدوارم فصل دوم این سریال هم مثل فصل اول آن به خوبی تولید شود و مردم از آن استقبال کنند. چون به هر حال هر برنامه‌ای برای مردم ساخته می‌شود و اگر قرار باشد برنامه‌ای دیده نشود، فایده‌ای نخواهد داشت و پیام‌های احتمالی آن نیز دیده نمی‌شود.

زهیر یاری بازیگر نقش بهمن فرجام

در سریال میلیاردر هیچ کس را با انگیزه تر از زهیر یاری نمی‌بینم . او با تمام وجود بازی می‌کند و با تمام وجود می‌خواهد ثابت کند که تنها بازیگر نقش‌های تاریخی و مذهبی نیست ودر نقش بهمن بسیار در این زمینه موفق بوده است. زهیر یاری دیگر در ذهن مخاطب سینما و تلویزیون (در تئاتر قبلا از تواناییش دفاع کرده)فقط«بنیامین» سریال«یوسف پیامبر» و یا شخصیت‌های «تبریز در مه» و «سرگشته» نیست.

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

زهیر یاری هم حرف‌هائی دارد که می‌خوانیم:

خوشبختانه علاقه من به تئاتر بعد از سال‌ها نتیجه بخش بوده و زمانی که علیرضا امینی برای تماشای نمایش «عشق من به حامد بهداد» آمد، بازی من در کنار افشین‌هاشمی به یادش مانده بود. همین مساله موجب شد تا برای ساخت میلیاردر از من دعوت به همکاری کند. از میان بازیگران این سریال با علیرضا کمالی دوستی ۱۰ ساله دارم و بقیه دوستان را نیز کما بیش می‌شناختم البته با نیما شاهرخ شاهی که بیشتر بازی‌ام با او بود، دوستی نداشتم ولی سر این پروژه رابطه خوبی با یکدیگر داشتیم که به نظرم در جلوی دوربین حس آن کاملا مشخص است.

از سویی من به دلیل تجربه تئاتر «عشق من به حامد بهداد» حالا با حال و هوای آثار کمدی انس گرفته‌ام و با آن آشنا هستم. این تجربه در سریال میلیاردر کاملا به کارم آمد و شناختی که از ذائقه مخاطبان به دست آوردم، در سریال از آن استفاده کردم و دوست دارم در فصل دوم هم با توجه به پیشنهادپذیری علیرضا امینی از این تجربه کمال بهره را ببرم. میلیاردر لحظات کمدی دلنشینی داشت که بازی من هم در سایه آنها مورد پسند واقع شد و به نظرم می‌تواند فصلی تازه را در کارنامه بازیگری من رقم بزند. از گروه تولید رضایت کامل دارم و یکی از بهترین پروژه‌هایی بود که با آنان همکاری کردم. امیدوارم فصل دوم نیز با استقبال مردم مواجه شود.

رامین عباس‌زاده تهیه‌کننده سریال میلیاردر

رامین عباس‌زاده تهیه‌کننده جسوری است که با نگاهی به کارهای او می‌توان فهمید که از ریسک کردن هراسی ندارد و همیشه به دنبال سوژه‌های بکر می‌گردد. سریال متفاوت «او یک فرشته بود» و یا «شمس‌العماره» نمونه‌ای از این نوع نگاه او محسوب می‌شود.

او نیز از سریال میلیاردر می‌گوید:

اصولا به تجربه‌گرایی و گریز زدن به دنیاها و ژانر‌های جدید علاقه و دلبستگی خاص دارم؛ چرا که چنین روندی قطعا ضمن آنکه از بروز تکرار و فضاهای بارها دیده شده جلوگیری می‌کند، مردم ما هم در مواجهه با آثار نمایشی نشان داده‌اند که مخاطبان هوشمندی هستند و به واسطه دسترسی به منابع مختلف تصویری و رشد روزافزون شبکه‌های رسانه ملی، سلیقه بصری آنان تکامل و افزایش محسوسی یافته است. طیف‌های گسترده‌ای از مردم امروز امکان انتخاب دارند و همین گزینش، سنگ محک دقیقی برای ارزیابی و عیارسنجی آثار تولیدی در اغلب عرصه‌های هنری است.

گروه سایت های قاره بزرگترین مرجع نیازمندی ها در کشور

ما تمام تلاشمان در میلیاردر از همان ظرفیت‌های طراحی‌صحنه و لباس گرفته تا بخش‌های عمده و تاثیرگذاری چون سناریو و انتخاب گروه بازیگری بر این محور قرار گرفت که ابتدا توجه بیننده را به خود جلب کنیم و در خلال قصه و کاراکترهایی که به مرور برای مردم مهم و جذاب شده‌اند، مفاهیم انسانی و اخلاقی را مطرح کنیم. در واقع عنصر درام و نمایش بدل به ابزاری می‌شود که بیننده با خود چالش داشته باشد و در جریان بازنگری آگاهانه بر کاراکترها و پرسوناژهای قصه میلیاردر، خود را بسنجد و روابط اجتماعی را مورد قضاوت قرار دهد.

این بینش در ساخت هر برنامه‌ای، به ویژه آثار نمایشی شاخصه‌هایی در اثر ایجاد می‌کند که فرامتن عمل کند. فرامتن به این معنا که در حوزه چهل یا چهل و پنج دقیقه روی آنتن محدود نماند و گستره وسیعی از افکار و عقاید مردم را تحت تاثیر خود قرار دهد. همین خصوصیت به ماندگاری اثر هنری کمک شایانی می‌کند. بیننده زمانی که با «بهادر سیر» در مقام یک کنشکر ساده، اما در عین حال متعهد مواجه می‌شود و مردم او را به عنوان انسانی مثبت می‌پذیرند، اعمال او برایشان مهم جلوه می‌کند و تلقی ویژه‌ای نسبت به سرنوشت او پیدا می‌کنند.

این نقطه عطف در قصه سریال، حاوی تعلیق‌های روایی و شخصیتی فی‌نفسه جذابی می‌شود که در تلفیق با کاراکترهای اصلی دیگر با رفتارهای نمایشی مخصوص به هر یک پرورانده می‌شود و بار حسی مخاطب را مضاعف می‌کند. ضمن اینکه چاشنی شیرین طنز در سریال نیز در حکم هوای تازه‌ای عمل می‌کند که مکمل بحث و مضمون اجتماعی روایت می‌شود. در حالی مجال این گزارش به پایان می‌رسد که هنوز حرف‌های بیش از نیمی از ستارگان میلیاردر که در آن به خوبی درخشیده اند را نشنیدیم و جای خالی بزرگترها نیز حس می‌شود که امیدواریم این اتفاق در زمان روی آنتن رفتن بخش دوم این سریال محقق شود.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

داسـتـان کـوتـاه و جـالـب دزدی بـهـنـوش بـخـتـیـاری

داستان کوتاه و جالب دزدی بهنوش بختیاری| www.cafepatogh.ir

داستان کوتاه و جالب دزدی بهنوش بختیاری

داستان کوتاه دزدی بهنوش بختیاری

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

گـفـتـگـو بـا پـریـنـاز ایـزدیـار بـازیـگـر نـقـش ارغـوان سـریـال زمـانـه

Parinaz-Izadyar

گفتگو با پریناز ایزدیار بازیگر نقش ارغوان سریال زمانه

گفتگو با «پریناز ایزدیار» بازیگر سریال زمانه و سر انجام نقش ارغوان

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 2 votes)

گـفـتـگـو بـا پـری نـاز ایـزدیـار از سـرانـجـام نـقـش ارغـوان در زمـانـه مـیـگـویـد

پریناز ایزدیار گرافیک خوانده اما مثل خیلی‌ ها آخر و عاقبتش به بازیگری ختم شده، تله ‌فیلم فال قهوه (فرزاد موتمن) فرصتی است تا او با شبنم قلی‌خانی هم بازی شود و پایش به سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» باز شود، ایفای نقش روح‌ در یک سریال مناسبتی باعث دیده شدنش می‌شود تا سریال «مثل یک کابوس» و فیلم سینمایی «در امتداد یک شهر» به کارنامه‌ اش اضافه شود.

http://www.cafepatogh.ir (بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 6 votes)

مـصـاحـبـه بـا سـامـان گـوران بـازیـگـر نـقـش بـهـادر در سـریـال مـیـلـیـاردر

 

  مصاحبه با سامان گوران بازیگر نقش بهادر در سریال میلیاردر_|  www.cafepatogh.ir  |

 

جام جم آنلاین: سامان گوران که با بازی در مجموعه طنز «خنده بازار» با تیپ‌سازی از افرادی همچون مهران مدیری، علی دایی، رضا صادقی، مهدی فخیم‌زاده و عادل فردوسی‌پور و… معروف شد این روزها در حال بازی در سریال در حال پخش «میلیارد» است.

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)

بـازیـگـر شـدن ایـن بـازیـگـر مـشـهـور سـیـنـمـا بـا دعـوا _ عـکـس

3645 بازیگر شدن این بازیگر مشهور سینما با دعوا  + عکس | www.cafepatogh.ir  |

 

اولین کار سینمایی‌ام «شهر قصه» بود که سال ۱۳۵۲ ساخته شد. داستان ورود یک فیل به شهر قصه بود و حیوانات مختلف در آن حضور داشتند و نقش من هم نقش خر بود.

اولین بار چطور وارد دنیای بازیگری شدید؟

اتفاقی بود ! ورودم به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بود. سال ۴۷ با یکی از دوستانم که در یک تئاتر حضور داشت به تماشای آن نمایش در یک مرکز پیشاهنگی در خیابان پامنار رفتم. پیشنهاد شد نقش کوچکی را بازی کنم و من هم قبول کردم. در همان تئاتر یکی از بازیگران اصلی دعوایش شد و رفت و به من گفتند نقش او را بازی کنم و این نخستین تجربه من در تئاتر بود.

قبل از آن چه کار می‌کردید؟

در شرکت مرسدس بنز کار می‌کردم و آن زمان زبان آلمانی می‌خواندم. ۱۲ ‌نفر از جوانان فنی شرکت برای اعزام به آلمان و یک دوره آموزشی انتخاب شده بودند و من هم بین آنها بودم. همان زمان بود که پیشنهاد تئاتر پیش آمد و من هم کارم را رها کردم. به همین سادگی از کارم بیرون آمدم و وارد تئاتر شدم.

از این تغییر جهت پشیمان نیستید؟

این روزها چرا. از وقتی شرایط سینما تغییر کرده است و فضای آن را نمی‌پسندم، حسرت می‌خورم که اصلا چرا وارد آن شدم تا حالا تصمیم به کنار گذاشتن آن بگیرم.

اولین تجربه‌‌ای که جلو دوربین قرار گرفتید در چه کاری بود؟

اولین بار که جلوی دوربین قرار گرفتم، فیلم «پایان تاریکی» به کارگردانی حسن شیروانی بود که سال ۱۳۴۹ ساخته شد. البته در آن فیلم فقط دو پلان حضور داشتم و خیلی تجربه سینمایی محسوب نمی‌شد. این تجربه یک سال بعد از نخستین کار تئاترم اتفاق افتاد. سر ضبط همان فیلم بین پلان‌ها بود که با اکبر مشکینی که از بازیگران اصلی آن کار بود، هم‌صحبت شدم و سؤال‌هایی درباره بازیگری با او مطرح کردم. نظر اکبر مشکینی این بود که بهتر است بروم و در کار تئاتر قوی‌تر شوم. من هم از آن زمان تا سال ۵۲ همه وقتم را برای تئاتر گذاشتم.

اولین تئاتر جدی که کار کردید و حضور پررنگ داشتید کدام کار بود؟

سال ۵۰ تئاتر آ سد کاظم را در سنگلج و تالار نمایش بازی کردیم که نخستین کار تئاتر مهم و جدی من بود.

اولین تجربه جدی کار سینمایی را در چه کاری داشتید؟

اولین کار سینمایی‌ام «شهر قصه» بود که سال ۱۳۵۲ ساخته شد. داستان ورود یک فیل به شهر قصه بود و حیوانات مختلف در آن حضور داشتند و نقش من هم نقش خر بود.

اگر بازیگری را کنار بگذارید، نخستین کاری که سراغش خواهید رفت چیست؟

زراعت. درست است که دیر است ولی کار دیگری را انتخاب می‌کنم؛ یعنی انتخاب کرده‌ام. بله، می‌خواهم زراعت کنم. در اسفراین چندهکتار زمین گرفته‌ام و دنبال مجوز چاه و این چیزها هستم. در شرایط فعلی علاقه‌ای به کار بازیگری ندارم. البته در کنار کار زراعت به نوشتن هم خواهم پرداخت.

چرا زراعت؟ باز هم اتفاق بود؟

بله، این هم یک اتفاق بود. یکی از دوستانم زمین‌های خوبی در اسفراین داشت و ناگهان تصمیم گرفتم در آن زمین‌ها مشغول زراعت شوم. واقعیتش این است که هیچ تجربه‌ای در این زمینه ندارم ولی مشغول مطالعه‌ام و سعی می‌کنم یاد بگیرم. امیدوارم در کار کاشت صیفی‌جات موفق باشم. بالاخره مردم همه نوع خوراکی می‌خواهند؛ هم خوراک فرهنگی و هم سبزیجات و گوجه و خیار. من هم سعی می‌کنم خوراک بدهم. چه فرقی می‌کند چه کاری باشد. اتفاقا حالا فکر می‌کنم اولویت با دومی است.

اولین بار در چه سنی دخترتان به بازیگری علاقه نشان داد؟ واکنش شما چه بود؟

از بچگی دوست داشت بازیگر شود ولی من منعش می‌کردم. از چند سال پیش او را آزاد گذاشتم تا خودش تصمیم بگیرد. دلم نمی‌خواهد در هر فیلمی بازی کند یا در تئاترهای الکی که برای خنده ساخته می‌شود. دخترم زمانی چند فیلم کوتاه ساخت یا بازی کرد ولی من چندان جدی و حرفه‌ای نگاه نکردم. خودش هم آن زمان نگاهش حرفه‌ای نبود ولی حالا حرفه‌ای به تئاتر نگاه می‌کند.

دوست ندارید دخترتان بازیگر شود؟

مدتی شایع شد دخترم را از کار بازیگری منع می‌کنم. صحنه تئاتر و سینما برای من مقدس است. کسانی هم که در این حوزه فعالیت می‌کنند، برایم قداست دارند. فضای امروز این هنر، فضای خوبی نیست ولی آدم‌ها بد نیستند. در هر کاری اجازه نمی‌دهم دخترم وارد شود ولی اگر فیلم خوب یا تئاتر خوبی باشد، دوست دارم کار کند.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

 

جـدیـد تـریـن مـصـاحـبـه نـیـوشـا ضـیـغـمـی آذر۹۱

 

نیوشا ضیغمی در سریال «راستش را بگو» با نقشی که به اعتقاد خودش خیلی از کاراکتر شخصی اش فاصله دارد، توجه مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کرده: نقشی که ممکن است با پیگیری سریال عصبی تان کرده و لوس و خودرأی بودنش توی ذوقتان بزند. البته خود ضیغمی اعتقاد دارد اگر این اتفاق افتاده یعنی او در بازی اش موفق عمل کرده است.

 

pc3dcc875dee1ce43 Niosha Zeighami 41 جدید ترین مصاحبه نیوشا ضیغمی آذر ۹۱

 

با او به بهانه این سریال به گفت و گو نشستیم. هر چند در این گفت و گو، حرف های مان به وضعیت سینما، زندگی شخصی و احوال این روزهایش هم کشیده شد که در ادامه می خوانید:

 

شما پیش از بازی در سریال «راستش را بگو» در تلویزیون با سریال «در چشم باد» سابقه فعالیت داشتید، بازگشت به تلویزیون به دلیل بحران سینما بود یا دلایل دیگری داشت؟

 

– نمی گویم به خاطر شرایط سینما بود چون زمانی که آقای آهنج پیشنهاد بازی در این سریال را داد، من پیشنهاد سینمایی هم داشتم اما فیلمنامه ای که از این سریال خواندم اینقدر جذاب و غافلگیرکننده بود که من از تلویزیون انتظار ساخت چنین سریالی نداشتم.

 

همانطور که می بینید تلویزیون همیشه در حالتی تعیین شده حرکت می کند و با بودجه های میلیاردی سریال هایی ساخته می شود، مثل همین «کلاه پهلوی» که در حال پخش است و پاسخگوی انتظارات نیست…

 

من همیشه فکر می کنم اگر قرار است در تلویزیون حاضر باشیم و روبروی مخاطبان میلیونی این مدیوم قرار بگیریم، باید در کاری باشد که بازتاب های خاص داشته باشد نه با داستان های دختر و پسری و خانوادگی روتینی که همیشه دیده ایم و هیچ جذابیتی برایمان باقی نگذاشته است. به همین خاطر وقتی متن «راستش را بگو» را خواندم احساس کردم با یک متن انتقادی اجتماعی مواجه هستم که خیلی ترغیبم کرد به تلویزیون برگردم.

 

********************

 

شخصیتی که شما در این سریال ایفاگر آن هستید یک دختر لوس است که مدام در حال جیغ زدن است. نترسیدید که به خاطر این نقش، مخاطب شخص شما را به جای کاراکتر پس بزند؟

 

– تا الان من نزدیک به ۳۰ فیلم و سریال بازی کرده ام و کارنامه بازیگری ام با شخصیت هایی که بازی کرده ام، بالا و پایین داشته اما شخصیت «خاطره آرامی» کمی متفاوت تر از بقیه بود، چون یک دختر خودپسند و مغرور است که فقط خودش را می بیند. اساسا فکر می کند همه چیز را می تواند به هر قیمتی به دست بیاورد که اتفاقا برعکس این روند پایان خیلی متفاوتی خواهد داشت.

 

حالا اگر مردم، من را در این سریال جیغ جیغو و لوس می بینند و اعصابشان خرد می شود، یعنی اینکه من کارم را درست انجام داده ام و به آن چیزی که مد نظر فیلمنامه نویس بوده، رسیده ام اما من خودم لوس و جیغ جیغو نیستم بلکه به خاطر نقشم اینگونه رفتار می کنم. خاطره آرامی، نیوشا ضیغمی نیست و مردم باید این دو نفر را از هم متفاوت بدانند.

 

********************

 

خودتان چقدر این داستان را باور کرده اید؟ اینکه یک گروه یکباره دلشان بخواهد اهل فتوت بشوند. داستانی که به دلیل نداشتن همانندی در جامعه، به نظر شعاری و غیرقابل باور است.

 

– من نمی توانم اسمش را شعار بگذارم. قرار نیست تجربیات همه آدم ها شبیه به هم باشد و ما نمی توانیم هر چیزی را که خودمان تجربه نکرده ایم به اسم شعار پوشش بدهیم. من فکر می کنم همه آدم های این سریال نمونه اجتماعی دارند. درهمه جای دنیا مضمون سیاسی، ژانر نیست و یک تم است.

 

تم داستان ما هم سیاسی است و در تم های سیاسی همه چیز بر اساس مکالمه پیش می رود و آدم ها زیاد حرف می زنند. وقتی آدم ها زیاد حرف بزنند و حرف هایشان هم قلنبه سلمبه باشد، حالتی شعارگونه پیدا می کند. به نظرم اگر کسی بتواند از یک دیالوگ این کار تاثیر بگیرد، یعنی ما موفق شده ایم.

 

********************

 

صادقانه اگر بخواهید بگویید، انتقادی به این کار ندارید؟

 

– قطعا به این کار هم نقدهایی وارد است و من از نقدهای خوب استفاده می کنم اما بعضی سایت ها را که می دیدم احساس کردم بعضی ها نقد نمی کنند بلکه به شکلی گویا غرض ورزی دارند. این را نمی توان پذیرفت اما همه ما نقدهای سالم را می پذیریم.

 

********************

 

چرا در تمام طول سریال شما با یک دست لباس دیده می شوید؟

 

– من خودم به این موضوع انتقاد داشت. به این دلیل که این آدم مدعی است که پدر ثروتمندی دارد، پس باید نحوه لباس پوشیدنش مثلا با هانیه حقی (با بازی الناز بهمن زاده) فرق داشته باشد. این ایرادی بود که من خودم هم به طراح صحنه و لباس وارد می دانم. این موضوع را زمان فیلمبرداری عنوان کردم اما از آنجایی که ما بر اساس خط داستان پیش نمی رفتیم و قرار بود صحنه ها رج بخورد، پیشنهاد من را نپذیرفتند. در نهایت چون طراح صحنه و لباس انتخاب کارگردان بود و من برای شخص آقای آهنج به شدت احترام قائل هستم، این مورد را پذیرفتم.

 

********************

 

در حال حاضر از شبکه های فارسی زبان سریال هایی پخش می شود که عملا کیفیتی ندارند اما مخاطبان اینها برابری می کند با پرمخاطب ترین سریال های سال های دور در تلویزیون خودمان. شما دلیل چنین اتفاقی را چه می دانید؟

 

– من فکر میکنم کم کاری مدیران و سیاستگذاری شان برای ساخت برنامه در تلویزیون در این مورد موثر است. ضربه ای که شبکه های فارسی زبان مثل فارسی وان و غیره به فرهنگ ما می زنند از حمله مغول و سوزاندن کتابخانه های مان هم سهمگین تر است. شاید آن زمان وسعت مخاطب و آدم های باسواد کمتر بود اما الان دیگر در هر جای کشور تلویزیون و ماهواره وجود دارد و تاثیر این سریال ها روی اخلاق و اصول خانوادگی ماست.

 

آنها دارند ضد اخلاقیات را جزو زندگی می کنند و قبح آنها را از بین می برند و این واقعیت تلخ این اتفاق است. من فکر می کنم در حال حاضر مسئولیت به شدت سنگینی روی دوش سیاستگذاران است و اگر به داد این موضوع نرسیم، روز به روز مخاطب را از دست می دهیم تا بروند و مخاطب ثابت برنامه های مزخرف آن طرف آبی شوند.

 

********************

 

سریال کلاه پهلوی را دنبال می کنید؟

 

– من دو قسمت از این کار را دیدم و متاسفانه جذبش نشدم، چرا دروغ بگویم…

 

برای این سریال که هم وقت وهم بودجه و انرژی گذاشته شده بود؟

 

– روزی که سریال «کلاه پهلوی» کلید خورد، من هنوز کلاس بازیگری می رفتم. نزدیک به ۱۱ سال از آن تاریخی که من کلاس می رفتم گذشته و من در این مدت چیزی حدود ۳۰ فیلم و سریال بازی کرده ام و حالا دارد این سریال پخش می شود.

 

من در آن زمان در کار «در چشم باد» هم حضور پیدا کردم که یک کار ملی و عظیم بود که من همیشه به آن افتخار می کنم چون خیلی خوش ساخت بود و برایش زحمت کشیده شد؛ حتی آن سریال هم پخش و پخش آن هم تمام شد اما واقعا نمی دانم که چرا برای این سریال این اتفاق افتاده و چرا نمی تواند مخاطب را جذب کند. این را نمی توانم ریشه یابی کنم.

 

********************

 

آخرین فیلمی که روی پرده دیده اید؟

 

– (فکر می کند) باید اعتراف کنم که زیاد سینما نمی روم اما آخرین فیلم، فکر کنم «کلاه قرمزی» بود.

 

شما در فیلم «گشت ارشاد» بازی می کردید و دعواهای سینمایی از آن زمان بر سر این فیلم و «خصوصی» شروع شد تا رسیدیم به بحران فعلی، در این مورد هیچ وقت اظهار نظر نکرده اید.

 

– فکر می کنم که برخوردهای غلط و لحظه ای که بر اساس ناآگاهی است، ضربه زننده است. همانطوری که ضربه زده و می بینید. زمانی که برای فیلمی پروانه ساخت داده می شود، آن فیلم ساخته می شود و در جشنواره تشویق می شود و حالا پروانه نمایش می گیرد و روی پرده می رود و به یکباره روی پرده، آن اتفاقات برایش می افتد. در چنین شرایطی، دیگر ماجرا سیر طبیعی و قانونی اش را از دست می دهد و می رسد به همان برخوردهای ناآگاهانه و منفعلانه. حالا با بروز این اتفاق شما به انگیزه مردم، سینمادار، تهیه کننده، کارگردان و بازیگر توجه کنید. دیگر کدامشان انگیزه خواهند داشت؟ اختلافاتی که از طرف سازمان حوزه هنری اتفاق افتاد و سیری قانونینداشت چرا که ارشاد بالاترین مرجع فرهنگی است که وقتی صلاحیت نمایش و ساخت یک فیلم را تایید می کند، همه باید پیرو رأی او باشند و خلاف این اتفاق غیرقانونی است. همین می شود که فیلمی با سرمایه ۶۰۰ میلیونی ساخته می شود و فروشش ۳۰ میلیون است با ستاره هایی که زمانی ضامن فروش بودند.

 

********************

 

شما به عنوان عضوی از این سینما برای موقعیت فعلی چه پیشنهادی دارید؟

 

– باید برای انگیزه بخشی به کارگردان و سرمایه گذار کارهایی کرد. باید یک جلسه هم اندیشی گذاشت که از دل آن نتیجه بیرون بیاید نه حرف. باید جلوی تعطیلی کامل سینما را گرفت.

 

********************

 

امیدی هم به بهبود شرایط دارید؟

 

– انسان با امید زنده است و من نمی خواهم این امید را از خودم بگیرم و به جمع بازیگران زیادی بپیوندم که با سینما خداحافظی کرده اند، رفتند خانه شان نشستند و دیگر بازی نمی کنند. دیگر انگار طبیعی شده است. هر روز یکی خداحافظی کند ودیگری قهر کند. من دلم نمی خواهد این اتفاق برای من هم بیفتد اما واقعا از مسئولان می خواهم فکری به حال این شرایط بکنند.

 

free2 مصاحبه جدید نیوشا ضیغمی آذر ۹۱

 

هنوز در موسسه زیبایی تان مشغول به کار هستید؟

 

– من با یکی از پزشکانی که در آنجا کار میکرد، دچار اختلاف نظر شدم و حس کردم که غیراخلاقی برخورد می کنند و نگاهشان کاملا بیزینسی است. همین شد که از آن گروه جدا شدم و پیگیر این هستم که یک مرکز دیگر با یک گروه دیگر تاسیس کنیم.

 

********************

 

زندگی شخصی پیچیده ای ندارم

 

شما از آن دست بازیگرانی هستید که اغلب مردم می دانند همسرتان چه کسی است و شغلش چیست، این باعث نشده که برایتان حاشیه پیش بیاید یا مردم به زندگی تان سرک بکشند؟

 

– نه، همیشه مردم به من لطف داشته اند. من دوست دارم که مردم بدانند یک بازیگر می تواند ازدواج کند و زندگی محکمی هم داشته باشد. به خاطر اینکه همیشه در بین عوام این ذهنیت وجود دارد که بازیگران، زندگی شخصی شان خیلی عجیب و غریب است و ترجیح می دهند اصلا ازدواج نکنند. من می خواستم بگویم واقعا اینطور نیست. یک بازیگر می تواند همه چیز را تجربه کند. هم یک زن خانه دار خوب باشد، هم مادر و همسر خوبی باشد. من دوست داشتم که با ازدواجم بگویم که زندگی شخصی پیچیده ای ندارم. متاسفانه آمار طلاق در جامعه سر به فلک کشیده و این یک اتفاق وحشتناک است و من به عنوان بازیگر اگر می توانستم اندازه یک قطره هم روی این موضوع تاثیر داشته باشم، فکر کنم کار خوبی کرده ام.

 

********************

 

در حال حاضر بازیگر کیلویی هم وجود دارد

 

شما بازیگری هستید که از کلاس های بازیگری به سینما وارد شدید. اتفاقا آن زمان هم انتقادی به این شکل ورود بود که چرا بعضی بدون تحصیلات آکادمیک وارد می شوند اما حالا شرایط با آن زمان هم فرق کرده و راه های ورود آدم ها به این دنیا از شکل های غیرمرسوم آن است. نظرتان در مورد شیوه های جدید چیست؟

 

– هنر، بخش عمده اش غریزی است و بخشی هم آکادمیک. بازیگران زیادی هستند که کشف استعداد شده اند مثل مارلون براندو یا برگمان. اینها تحصیلات آکادمیک نداشتند اما اعتبار سینمای جهان هستند اما خب این را هم باید بپذیریم که در حال حاضر بازیگر کیلویی هم وجود دارد.

 

من خودم از کلاس بازیگری به سینما آمدم و هنوز هم هیچ ابایی ندارم که بروم سر کلاس بنشینم و باز هم چیز یاد بگیرم. در کل بدون علم و آگاهی، آدم ها را به خاطر چشم های زیبا، پارتی و پول وارد سینما کردن کار غلطی است اما نگران نباشید. من فکر می کنم الک سینما در طول زمان، کار خودش را می کند وشما دیگر خیلی هایی را که قبلا در این سینما دیده اید، نمی بینید.

 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

گـفـتـگـو جـدیـد و جـالـب بـا دانـیـال عـبـادی

 

دانیال عبادی این روزها سرش خیلی شلوغ است. بازیگر خوش قیافه و جوان سینما که با فیلم «امشب شب مهتابه» به شهرت رسید، این روزها در حال عقد قرارداد برای کار سینمایی جدیدش است و سریال «راستش را بگو را روی آنتن دارد. با او که روزی پیش بینی می شد خیلی زود سوپر استار سینمای ایران بشود، گپ و گفتی صمیمانه و خودمانی داشتیم. عبادی در این گفت و گو با جسارت و صراحت از سیاست هایی که جلوی روند ستاره سازی در سینمای ایران را گرفته، پرده برداشت، با تماشا همراه باشید:

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

عبادی درباره انتقادهایی که نسبت به شعاری بودن نقش او به عنوان یک دانشجو در سریال «راستش را بگو» شده است، گفت: «من به خاطر کارم پروسه تحصیلم خیلی طول کشید و تا همین سال پیش دانشجو بودم و فوق لیسانسم را یک سال پیش گرفتم. برای همین خیلی با حال و هوای دانشجویی آشنا هستم و صددرصد احساس نزدیکی خاصی هم با نقش علیرضا مولایی می کردم. حالا اینکه بعضی ها انتقاد می کنندکه شخصیت او واقعی نیست و به دانشجوها شبیه نیست، برای من عجیب است. چون بحث علیرضا مولایی، دانشجو بودن او نیست، مسئله او انسان خوب بودن است. او می خواهد بگوید ما می توانیم انسان های خوبی باشیم، ما می توانیم هر روز بیشتر از روز قبل به انسانیت و ارزش های انسانی مان بها بدهیم. ما می توانیم در رفتار، گفتار و پندارمان صداقت داشته باشیم، هر چند شاید گاهی این صداقت برای مان پیامدهای بدی داشته باشد. حالا او می توانست با همین آرمان ها مثلا کارگر یا کارمند باشد. در این سریال مسئله اصلی دانشجو بودن علیرضا مولایی نیست اما همانطور که گفتم من به علت اینکه خودم سال ها دانشجو بوده ام علیرضا مولایی را از آن فضا دور نمی دانم. من شخصیت او را شعاری نمی دانم. به خاطر اینکه ما همه اتفاقات مهم روزگارمان از همین دانشگاه شروع شده و دانشجوها همیشه نقش مهمی در مسائل مهم جامعه و تاریخ معاصر ما داشتند. فکر می کنم در آینده هم خواهند داشت. دانشگاه یک اجتماعی از تفکرات متفاوت است، جایی که جوان ها دنبال آرمان هایشان هستند. پس چرا بگوییم نمی شود یک جوانی که در جست و جوی صداقت است و می خواهد به سمت آن برود دانشجو باشد. چرا باید علیرضا مولایی اندیشه، سبک زندگی و آرمان هایش را غیرواقعی بدانیم؟ به نظر من او اصلا غیرواقعی و شعارزده نیست.»

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

عبادی در ادامه به تجربه خودش اشاره می کند و می گوید: «زمانی که دانشجو بودم بارها ما به ازای بیرونی این شخصیت را دیده ام. خود من هم اصلا آن زمان دغدغه های مشابه داشتم؛ دغدغه اینکه جوری زندگی کنم که دیگران از من راضی باشند و هر چه صادقانه تر زندگی بکنم. البته این دغدغه اکثر آدم ها در آن سن و سال است.»

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

عبادی در ادامه با تاکید بر ارزش های فرهنگ ایرانی، گفت: «ما ایرانی هستیم و یک عقبه فرهنگی غنی داریم. ما به خاطر شیعه بودن مان، عقبه ای از اخلاق، صداقت و شجاعت از حضرت علی (ع) داریم. ما ارزش های بسیاری از پهلوانان، عیارها و جوانمردانی که در تاریخ مان داشتیم به ارث برده ایم. پس این مرام های جوانمردی، فتوت، عیاری، صداقت و راستی در گفتار و کردار، شعار نیست و همه ما ایرانی ها به صورت بالقوه این ارزش ها را داریم. حالا اگر بتوانیم جرقه ای ایجاد بکنیم که این پتانسیل بالقوه، بالفعل شود، همین داستان سریال ما می شود.»

از عبادی می پرسیم که آیا در دوران دانشجویی از آن گروه دانشجویی هایی بوده که به قول معروف کله شان بوی قرمه سبزی می داده و او جواب می دهد: «به هر حال همه در دوران دانشجویی دغدغه هایی دارند که فکر می کنم شاید بیشتر برای کسانی که دانشجو هستند یا بودند آن فضا و تجربیات قابل درک باشد.»

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

چطور شد که ستاره نشدم

– وقتی دانیال عبادی کارش را شروع کرد خیلی ها پیش بینی می کردند او به زودی به یک ستاره بدل خواهد شد و جای ستاره هایی مثل رضا گلزار و بهرام رادان را خواهد گرفت، پیش بینی ای که هیچ وقت نه در مورد او نه بعضی دیگر از هم نسل های او مثل مصطفی زمانی اتفاق نیفتاد.

عبادی در این باره می گوید: «اینکه من و هیچ کدام از هم دوره ای هایم ستاره نشدیم به خاطر این بود که کلا سینمای ما جلوی روند ستاره شدن بازیگران را گرفته است. یعنی ما یک مقطع کوتاهی را داشتیم که این ستاره سازی به حد اعلای خودش رسید و بعد از آن این روند رو به افول رفت و جلوی آن را گرفتند. یعنی نگذاشتند که این اتفاق دیگر بیفتد و شاید نمی خواهند که سینمای ما ستاره ای داشته باشد. من هم جزو بازیگرانی بودم که قربانی این تصمیمات شده ام و فکر می کنم حالا ما باید راه و روش دیگری را باید برای ستاره شدن انتخاب کنیم. ما باید سعی کنیم انتخاب های درستی داشته باشیم و همینطور از روش های دیگری که در صنعت سینما وجود دارد استفاده کنیم اما دیگر کار به آن راحتی سابق نیست که صرفا یک بازیگر خوش قیافه و جوان بیاید چهارتا کار نقش یک بازی کند و ما دیگر از فردا به او ستاره بگوییم.»

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

او در این باره بیشتر توضیح می دهد و درباره اینکه چطور جلوی روند ستاره شدن بازیگران را گرفتند، می گوید: «شاید یکسری سیاست هایی بوده که باید اعمال می شده. مثلا در تمام دنیا وقتی یک بازیگر به شهرت می رسد مهمترین چیزی که در کنار کارشان، به شهرت و محبوبیت آنها کمک می کند، تبلیغات است. اولین اتفاقی که برای جلوگیری از روند ستاره سازی انجام دادند ممنوعیت حضور در تبلیغات برای بازیگران بود. من خودم ده ها پیشنهاد تبلیغاتی داشتم که اگر می توانستم در آنها حاضر شوم دیگر تمام سال و دائما روی بیلبوردهای تبلیغاتی در مقابل چشم مردم بودم و محال بود مخاطب من را از یاد ببرد. دومین کاری که برای این هدف انجام دادند، جلوگیری از ساخت فیلم هایی بود که بر پایه بازیگر محوری بودند. فیلمنامه هایی که یک شخصیت اصلی و یک قهرمان داشتند در طول این سال ها بسیار کمرنگ شده اند. اقدام بعدی درباره مصاحبه ها بود. خب قطعا مصاحبه با مطبوعات و رسانه های مختلف یکی دیگر از عواملی است که یک بازیگر را ستاره می کند اما در نوع این مصاحبه ها و عکس ها هم دست بردند و خیلی چیزهای دیگر که کمک می کردند یک بازیگر به سرعت ستاره شود.»

یک فیلم بین حرفه ای

– بازی دانیال عبادی در سریال «راستش را بگو» به نظر اهل فن و منتقدان یک سر وگردن بالاتر از کارهای پیشین این هنرپیشه جوان است. او در این باره می گوید: «به هر حال وقتی من بازیگری را به عنوان حرفه اصلی ام قبول کردم پذیرفتم که باید برای آن وقت بگذارم و روی کیفیت آن کار کنم تا بتوانم هر روز بهتر و بهتر شوم. البته بدون تعارف من هنوز اول راه هستم. اما در این سال ها خیلی سعی کرده ام که از افراد صاحب صلاحیت مشاوره بگیرم و نقدها را گوش کنم و بخوانم. من خیلی با دوستانم صحبت می کنم و حتی خودم از خیلی دوستان سینمایی ام خواهش می کنم کارهایم را ببینند و نقطه ضعف هایم را به من گوشزدت کنند. از دوستانی هم می پرسم که واقعا صادفانه ضعف هایم را بگویند و رودربایستی نکنند. در کنار اینها سعی می کنم خیلی بخوانم و فیلم زیاد ببینم. خیلی زیاد.»

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

او درباره نوع متفاوت فیلم دیدنش می گوید: «فیلم دیدن من اینطور نیست که یک فیلم را بگذارم و بنشینم از اول تا آخرش را ببینم. من روی بازی ها تمرکز می کنم و بارها یک پلان یا یک سکانس را عقب و جلو می کنم تا جزئیات آن را بررسی کنم. خب به همین دلیل وقتی من می خواهم یکسری واکنش های به خصوص را در صحنه ها و شرایط خاص بررسی کنم تماشای یک فیلم خیلی طول می کشد.

فیلم دیدن با من کار سختی است. برای همین معمولا در ۹۰ درصد مواقع من تنها فیلم می بینم. همیشه داستان من همینطور است، مگر اینکه بخواهم صرفا خود فیلم را تماشا کنم و دست از سر بازی های آن بردارم یا با جمعی فیلمی را تماشا کنم. البته با همه اینها من حداقل روزی ۲ فیلم می بینم و هر فیلم را چندین و چند بار نگاه می کنم.»

این بازیگر جوان حسابی اهل مطالعه هم هست و می گوید: «من سعی می کنم خیلی برای کارم بخوانم. نه اینکه فقط متن ها و کتاب های مربوط به کارم را بخوانم. نه، من درباره همه چیز می خوانم. همینطور در این سال ها سعی کردم بهتر ببینم و نوع نگاهم را نسبت به مردم و محیط پیرامونم تغییر بدهم. من فهمیدم هر چقدر به رفتار و حالات و حرکات مردم دقیق تر بشوم و آنها و زندگی شان را بهتر ببینم و بهتر به حرف هایشان گوش بدهم در کیفیت کارم بیشتر اثر می گذارد.»

نمی توانم ورزش نکنم

– دانیال عبادی یک ورزشکار حرفه ای است، شک نکنید. او اگر با بازیگری هم به شهرت نمی رسید، در ورزش معروف می شد. او در این باره می گوید: «ورزش جزو لاینفک زندگی است. اگر هم بخواهم نمی توانم ورزش نکنم. قبل از هر چیزی در زندگی ام یک ورزشکار بودم. از بچگی ورزش می کردم و چند سالی هم جزو تیم ملی خردسالان و نونهالان ژیمناستیک بودم. بعد از آن ۴ سال جزو تیم ملی نوجوانان و جوانان کاراته بودم و به صورت حرفه ای کاراته کار می کردم. ورزش های دیگر مثل شنا، دوومیدانی و ورزش های توپی مثل بسکتبال را هم همیشه دنبال کرده ام. البته تازگی به ورزش های جدید علاقه مند شدم. مثل اتومبیلرانی و موتورسواری کراس. برای حرفه بازیگری به طور مرتب بدنسازی کار می کنم وهمیشه هم سعی می کنم بدنم را روی فرم نگه دارم.»

گفتگو جدید و جالب با دانیال عبادی

– شاید شما هم جزو آن دسته آدم هایی باشید که تصور می کنند بازیگر جوان و خوش قیافه صبح تا شب مشغول تفریحات عجیب و غریب هستند. دانیال عبادی که اصلا منکر تفریح در زندگی اش نیست، سبک زندگی سختگیرانه ای در این مورد دارد و می گوید: «ما نمی توانیم و نباید منکر تفریح سالم و درست بشویم. یعنی طبیعتا تفریح باید در زندگی همه باشد اما من معتقدم برای تفریح هیچ وقت دیر نیست اما بمرای چیزهای مهم دیگری مثل کار و تحصیل و … ممکن است دیر شود. من موقعی که خیلی درگیر کار بودم با خودم می گفتم ای وای سنت دارد بالا می رود هیچ تفریحی در زندگی ات نکرده ای اما بعد دیدم که هر چقدر سنم بالا می رود اتفاقا موقعیت های بهتری برای تفریح فراهم می شود و انگار تفریحاتم هم با سنم بیشتر می شوند. فکر می کنم هر سال که بزرگتر شدم لذتی هم که از زندگی می برم بیشتر شده است. ما اگر در سال های نوجوانی و شروع جوانی به تحصیلاتمان و فراهم کردن یک موقعیت خوب شغلی اهمیت بدهیم و برای آنها وقت بگذاریم بعدها در زندگی آرامش و امنیت بیشتری داریم و با خیال راحت می توانیم برای تفریحمان هم وقت بگذاریم و هیچ چیز را هم از دست نداده ایم. پس به نظرم اول بهتر است به مسائل مهم زندگیمان اولویت بدهیم، برای تفریح وقت زیاد است.»

البته بازیگری تنها شغل دانیال عبادی نیست. او می گوید: «رشته تحصیلی من بازرگانی است و فوق لیسانس این رشته را دارم. برای همین در کنار بازیگری شرکتی هم دارم که به امور بازرگانی در آن مشغول هستم اما تمرکز اصلی من روی بازیگری است.»

ازدواج یک اتفاق است

این بازیگر جوان درباره مهمترین دغدغه این روزهایش می گوید: «در شرایط فعلی به خاطر مشکلاتی که ما با آنها مواجه شده ایم فکر می کنم نه تنها من بلکه اکثر مردم دغدغه مسائل کاری و اقتصادی را دارند.»

شاید خیلی از طرفداران این بازیگر جوان و خوش قیافه دوست داشته باشند بدانند او درباره ازدواج چه نظری دارد و آیا تصمیم ندارد از مجردی دربیاید و به جمع متاهل ها بپیوندد؟ او در این مورد می گوید: «از نظر من ازدواج یک اتفاق است و اینطور نیست که من تصمیم بگیرم یا نگیرم، فکر می کنم خودش بر اساس نیاز من به موقع شکل می گیرد. من هم دوست دارم صبر کنم و ببینم این اتفاق کی برایم پیش خواهد آمد.»

 

 

 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

خبرنامه ایمیلی

آخرین مطالب

بهترین مطالب

مطالب تصادفی

تبلیغات متنی