نویسنده :       تعداد بازدید : 1512      هیچ دیدگاهی برای صدای مامانم چقدر قشنگه… ثبت نشده      دسته : روانشناسی, سبک زندگی, كودكان

داستان,داستانهای کودکانهصدای مامانم چقدر قشنگه…

دیشب خواب پریشونی دیده بودم. داشتم دنبال کتاب تعبیر خواب می گشتم که مامان صدا زد امیر جان مامان بپر سه تا سنگک بگیر. اصلا حوصله نداشتم گفتم من که پریروز نون گرفتم. مامان گفت خوب دیروز مهمون داشتیم زود تموم شد. الان هیچی نون نداریم. گفتم چرا سنگگ، مگه لواشی چه عیبی داره؟ مامان گفت می دونی که بابا نون لواش دوست نداره.
گفتم صف سنگگ شلوغه . اگه نون می خواهید لواش می خرم. مامان اصرار کرد سنگک بخر، قبول نکردم. مامان عصبانی شد و گفت بس کن تنبلی نکن مامان حالا نیم ساعت بیشتر تو صف وایسا.
این حرف خیلی عصبانیم کرد. آخه همین یه ساعت پیش حیاط رو شستم . دیروز هم کلی برای خرید بیرون از خونه علاف شده بودم. داد زدم من اصلا نونوایی نمی رم. هر کاری می خوای بکن!
داشتم فکر می کردم خواهرم بدون اینکه کار کنه توی خونه عزیز و محترمه اما من که این همه کمک می کنم بازهم باید این حرف و کنایه ها رو بشنوم. دیگه به هیچ قیمتی حاضر نبودم برم نونوایی. حالا مامان مجبور می شه به جای نون برنج درسته کنه. اینطوری بهترم هست. با خودم فکر کردم وقتی مامان دوباره بیاد سراغم به کلی می افتم رو دنده لج و اصلا قبول نمی کنم. اما یک دفعه صدای در خونه رو شنیدم. اصلا انتظارش رو نداشتم که مامان خودش بره نونوایی. آخه از صبح ده کیلو سبزی پاک کرده بود و خیلی کارهای خونه خسته اش کرده بود. اصلا حقش نبود بعد از این همه کار حالا بره نونوایی. راستش پشیمون شدم. کاش اصلا با مامان جر و بحث نکرده بودم و خودم رفته بودم . هنوز هم فرصت بود که برم و توی راه پول رو ازش بگیرم و خودم برم نونوایی اما غرورم قبول نمی کرد.
سعی کردم خودم رو بزنم به بی خیالی و مشغول کارهای خودم بشم اما بدجوری اعصبابم خورد بود. یک ساعت گذشت و از مامان خبری نشد. به موبایلش زنگ زدم صدای زنگش از تو آشپزخونه شنیده شد. مامان مثل همیشه موبایلش رو جا گذاشته بود. دیر کردن مامان اعصابمو بیشتر خورد می کرد. نیم ساعت بعد خواهرم از مدرسه رسید و گفت: تو راه که می اومدم تصادف شده بود. مردم می گفتند به یه خانم ماشین زده . خیابون خیلی شلوغ بود. فکر کنم خانمه کارش تموم شده بود.
گفتم نفهمیدی کی بود؟
گفت من اصلا جلو نرفتم.
دیگه خیلی نگران شدم. یاد خواب دیشبم افتادم .فکرم تا کجاها رفت. سریع لباسامو پوشیدم و راه افتادم دنبال مامان. رفتم تا نونوایی سنگکی نزدیک خونه اما مامان اونجا نبود. یه نونوایی سنگکی دیگه هم سراغ داشتم اما تا اونجا یک ساعت راه بود و بعید بود مامان اونجا رفته باشه هر طوری بود تا اونجا رفتم، وقتی رسیدم، نونوایی تعطیل بود. تازه یادم افتاد که اول برجها این نونوایی تعطیله. دلم نمی خواست قبول کنم تصادفی که خواهرم می گفت به مامان ربط داره. اما انگار چاره ای نبود. به خونه برگشتم تا از خواهرم محل تصادف رو دقیقتر بپرسم.
دیگه دل تو دلم نبود. با یک عالمه غصه و نگرانی توی راه به مهربونیها و فداکاریهای مامانم فکر می کردم و از شدت حسرت که چرا به حرفش گوش نکردم می سوختم. هزار بار با خودم قرار گذاشتم که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم و همیشه به حرف مامانم گوش بدم وقتی رسیدم خونه انگشتم رو گذاشتم روی زنگ و با تمام نگرانی که داشتم یک زنگ کشدار زدم. منتظر بودم خواهرم در رو باز کنه اما صدای مامانم رو شنیدم که داد زد بلد نیستی درست زنگ بزنی …؟
تازه متوجه شدم صدای مامانم چقدر قشنگه … یه نقس عمیق کشیدم و گفتم الهی شکر و با خودم گفتم قولهایی که به خودت دادی یادت نره.
منبع:tebyan.net

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)
نویسنده : cafe patogh      تعداد بازدید : 1513      هیچ دیدگاهی برای برای تربیت دخترمان چگونه عمل کنیم ثبت نشده      دسته : روانشناسی, سبک زندگی, كودكان

بـرای تـربـیـت دخـتـرمـان چـگـونـه عـمـل کـنـیـم

برای تربیت دخترمان چگونه عمل کنیم| www.cafepatogh.ir

برای داشتن ارتباطی دوستانه با فرزند دختر، سعی کنید حتی وقتی از اشتباهاتش با شما حرف می زند مانند یک دوست که به اشتباهات دوستش گوش می دهد رفتار کنید. گاهی بخندید ،گاهی به شوخی مسخره کنید و …

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

روش هـای مـفـیـد بـرای بـهـبـود رابـطـه پـدران و پـسـران

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)
نویسنده : cafe patogh      تعداد بازدید : 1208      هیچ دیدگاهی برای فایده های دو زبانه بودن کودک ثبت نشده      دسته : روانشناسی, سبک زندگی, كودكان

فـایـده هـای دو زبـانـه بـودن کـودک

فایده های دو زبانه بودن کودک| www.cafepatogh.ir

افرادی که بر هر دو زبان به یک اندازه تسلط داشته باشند بسیار نادرند. اغلب دو زبانه ها یک “زبان غالب” دارند که بر آن تسلط بیشتری دارند…

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

ایـن کـار والـدیـن کـودکـان را لـجـبـاز خـواهـد کـرد

این کار والدین کودکان را لجباز خواهد کرد| www.cafepatogh.ir

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

چـرا پـدر و مـادر فـرزنـدان خـود را کـتـک مـی زنـنـد؟

چرا پدر و مادر فرزندان خود را کتک می زنند؟| www.cafepatogh.ir

چرا پدر و مادر فرزندان خود را کتک می زنند؟

چرا فرزندان خود را کتک می زنند؟

(بیشتر…)

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

آنـچـه بـایـد دربـاره تـربـیـت جـنـسـی فـرزنـدتـان بـدانـیـد 

 

 

تربیت جنسی           |www.cafepatogh.ir|

 

غریزه جنسی که از لحظه تولد در نهاد فرد وجود دارد هیچگاه نباید خاموش شود، بلکه باید از طریق آموزش صحیح تحت کنترل قرار گیرد. کنجکاوی و پرسش های کودکان در زمینه مسائل جنسی امری کاملا عادی و طبیعی است. کودکان برای اینکه زندگی شاد و سالمی داشته باشند باید در زمینه مسائل جنسی اطلاعات جدید و مناسب با سن خود کسب کنند و در این زمینه هیچکس بهتر از والدین نمی توانند اطلاعات درست در زمینه فوق را در اختیار کودک و نوجوان قرار دهند.

هویت جنسی و نقش آموزی جنسی
غالب کودکان به هویت جنسی یعنی تصویری روشن از خود به عنوان مرد یا زن دست می یابند، اما در اغلب فرهنگ ها تمایز بیولوژیکی (زیستی) بین زن و مرد به صورت شبکه گسترده ای از باورها و  آیین هایی نمایان می شود که تقریبا تمامی حیطه های فعالیت انسان را زیر نفوذ خود دارد.

تعریف رفتار صحیح اجتماعی، نقش ها و خصوصیات شخصیتی در فرهنگ های گوناگون متفاوت است و ممکن است با گذشت زمان در فرهنگ معینی این جوانب تغییر کند. در هر حال هر فرهنگ صرف نظر از تعریف معینی که از جنسیت دارد، می کوشد کودکان نوپای پسر یا دختر را به بزرگسالانی با نقش مردانه یا زنانه تبدیل کند، درست یه همان شکل که در قرون وسطی کودک را بزرگسال کوچک می نامیدند و تمام مسئولیت هایی که از یک بزرگسال بالغ انتظار می رفت را از وی طلب می کردند.

واژه نقش آموزی جنسیتی به کسب آن دسته از رفتارها و ویژگی هایی که فرهنگ جامعه معینی برای زنان و مردان خود مناسب می داند، اطلاق میشود. توجه کنید که نقش آموزی جنستی و هویت جنسی دو مقوله متفاوت از یکدیگرهستند.

دختر خانمی ممکن است خود را به عنوان زن پذیرفته باشد اما نه رفتارهای زنانه جامعه پسند داشته باشد و نه از همه رفتارهایی که مردانه تلقی میشود اجتناب ورزد.

آیا هویت جنسی و نقش آموزی جنسی صرفا حاصل احکام و انتظارات فرهنگی است یا تا حدودی نیز حاصل رشد طبیعی است؟

لازم می دانیم در رابطه با نظریه یادگیری اجتماعی به طور مختصر مطالبی را عنوان کنیم که می تواند ثمر بخش واقع شود.

یادگیری اجتماعی توجیه روشن تری از نقش آموزی جنسیتی به دست می دهد. این نظریه بر پاداش ها و تنبیه هایی که کودکان برای رفتار مناسب یا نامناسب جنسی دریافت می کنند تاکید دارد و هم به شیوه های یادگیری رفتارهای مربوط به نقش جنسیتی که از راه مشاهده بزرگسالان، کودکان را قادر می سازد از راه تقلید رفتارهای بزرگسالان همجنس، رفتارهای ویژه شخصیت خود را فرا بگیرند.

ویژگی های جنسی نخستین در اندامهاست که تولید مثل را شامل می شود و ویژگی های جنسی ثانویه از بیرون بدن قابل مشاهده است. سن بلوغ و سرعت رشد آن دامنه وسیع و متنوعی دارد. برخی از دختران در ۱۱ سالگی و برخی دیگر در ۱۷ سالگی برای نخستین بار قاعده می شوند که متوسط سن قاعدگی ۱۲ سال و ۹ ماه است. پسران به طور متوسط دو سال دیرتر از دختران به جهش رشد می رسند. در پسران انزال بین سنین ۱۲ تا ۱۶ سالگی  و به طور متوسط ۱۴٫۵ سالگی آغاز می شود.

دامنه وسیع دوره های بلوغ جنسی به خصوص در سال های هفتم و هشتم مدرسه به وضوح مشهود است. برخی دختران پستان های رشد یافته و باسن های شبیه به زنان بزرگسال دارند و برخی هم ممکن است هنوز جثه و شکل دختر بچه ها را داشته باشند. برخی از پسرها شبیه نوجوانان دراز و بی قواره اند و برخی دیگر قواره ۹ یا ۱۰ سالگی خود را دارند.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)

سـوالـات جـنـسـی بـچـه هـا را چـطـور پـاسـخ دهـیـم؟

 

 |www.cafepatogh.ir|

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

ایـن ۷ جـمـلـه مـخـرب را هـرگـز بـه کـودک تـان نـگویـیـد

این 7 جمله مخرب را هرگز به کودک تان نگویید      |http://cafepatogh.ir|

مناسب سن خودت رفتار کن!

گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می‌کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگ‌ترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک ۶ ساله‌ای که نمی‌داند چه می‌خواهد و گریه می‌کند، یا کودک ۴ساله‌ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می‌کند، هر دو متناسب سنشان عمل می‌کنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید «مناسب سن خودت عمل کن» بگویید: «به نظر می‌رسد خیلی عصبانی هستی»، «می‌دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده‌ای» این جملات به کودک آرامش می‌دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.

 

آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟

پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه‌آمیز استعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می‌آید. این پدر یا مادر جادوگری است که از واژه‌ها استفاده می‌کند و با بیان این واژه‌ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می‌کند و مانع از پدید آمدن رابطه‌ای مثبت بین پدر و مادر با کودک می‌شود. « آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟ مگر تو کری؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ …» این پدر و مادرها شاید ندانند که سخنان طعنه‌آمیز و کنایه‌دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می‌کنند. این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای توهین‌آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه‌های خیالی انتقام، پر می‌سازد و در نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می‌شود.

 

به تو قول می‌دهم که …

به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد. وقتی پدر یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار می‌کند که «وعده داده نشده‌اش» اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست. وعده‌ها باعث می‌شوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می‌شودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می‌آورد و فکر می‌کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیدا خواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد.  از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعده‌ای ناخواسته می‌دهد، وعده‌ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می‌کشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب‌آمیز باشیم.

 

چـرا مـثـل … نـیستی؟

با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـی‌کـنـنـد در مرتبه پایین‌تری قرار گرفته‌اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین‌تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می‌بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.

 

چی بهت گفتم؟

چرا سوالی را می‌پرسید که خودتان جواب را می‌دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می‌پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می‌زند و می‌گذرد. اگر از رفتار او رنجیده‌اید بگویید: «من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن».

 

ندو وگر نه می‌افتی!

علی‌رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می‌شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می‌کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: «قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش‌هایت مطمئن باش». در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده‌اید نه ناتوانی کودک.

 

شوخی کردم

دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می‌کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می‌شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)
نویسنده : cafe patogh      تعداد بازدید : 1373      هیچ دیدگاهی برای روش های عذرخواهی کردن ثبت نشده      دسته : آيين همسر داري, روابط موفق, روانشناسی, كودكان

روش هـای عـذرخـواهـی کـردن

 

pic www.3et.ir 16 روش های عذرخواهی کردن

 

«همه مردم این شهر شاهدند که چه بی‌اندازه دوستت می‌دارم و با این همه عشق اما، دلت را شکسته‌ام. از تو و خانواده‌ات طلب بخشایش دارم. مرا ببخشای و بدان که عشق من ابدیست.»

 

این که خواندید نامه عذرخواهی عاشقی در جیب پالتوی محبوبش یا برگی از دفتر خاطراتش نیست، مضمون بیلبوردی بزرگ در یکی از شهرهای ترکیه است که مردی آن را خطاب به همسرش نوشته است.

 

حالا در این شهر که هر روز مردمش، بارها و بارها، خواسته یا ناخواسته، نامه عذرخواهی مرد عاشق را به همسر محبوبش می‌خوانند، کسی از تقاضای بخشایش نمی‌هراسد.
اشتباه نکنید! مطلب ما فقط مختص کسانی که می‌خواهند از شریک زندگی‌شان عذرخواهی کنند، نیست. هر کدام از ما در طول روز یا هفته یا ماه یا سال، کسانی را می‌رنجانیم و خطاهایی را مرتکب می‌شویم…
اندازه این خطاها و میزان اثرگذاریشان بسته به جایگاه اجتماعی ما متفاوت است و گاهی شاید شمار زیادی از مردم را تحت تاثیر قرار بدهد، اما آیا ما در جایگاه یک عضو خانواده، یک دوست، یک رفیق، یک مدیر یا یک مسئول یاد گرفته‌ایم چگونه باید عذرخواهی کنیم؟ آیا یاد گرفته‌ایم دست روی شانه طرف مقابل بگذاریم و توی چشم‌هایش نگاه کنیم و بگوییم متاسفم یا در برابر ده‌ها دوربین، سر تعظیم فرود بیاوریم و بابت خطایی از مخاطبان‌مان عذرخواهی کنیم و حتی تاوان اشتباه‌مان را با استعفایی خودخواسته بپردازیم؟

 

مسئولیت اشتباه تان را بپذیرید:

 

pic www.3et.ir 4 روش های عذرخواهی کردن

 

چرا آدم‌ها از عذرخواهی می‌ترسند؟ آنها مغرورند و بیم دارند اختیار امور از دستشان خارج شود. یعنی طلب بخشایش کنند و از طرف مقابل، واکنشی غیرقابل انتظار داشته باشد. مثلا عذرخواهی شان را نپذیرد یا زبان به انتقاد بگشاید. به گمان شما آیا دیگران حق دارند واکنشی نادرست در برابر عذرخواهی ما داشته باشند؟

 

از نظر منطقی پاسخ این پرسش منفی است. کسی که از او طلب بخشایش می‌کنیم با منطق ما باید عذرخواهی‌مان را بی‌چون و چرا بپذیرد، اما زندگی همیشه تابع اصولی که ما منطقی تعریفشان می‌کنیم نیست! بنابراین امکان دارد وقتی طلب بخشایش می‌کنیم طرف مقابل واکنشی از خود نشان دهد که انتظارش را نداشته‌ایم. چاره چیست؟
پیش از آن که درباره راه چاره بگوییم باید این نکته را یادآوری کنیم که ما عادت کرده‌ایم خطاهایمان را گردن عوامل دیگر بیندازیم. اگر سر رفیقمان فریاد کشیده‌ایم، می‌گوییم «تقصیر تو بود که عصبانی‌ام کردی» اگر به وظایفمان در محیط کاری به درستی عمل نکرده‌ایم می‌گوییم «امکانات فراهم نبود و دیگران نگذاشتند کاری از پیش ببرم» اگر در رانندگی باعث آسیب دیدن کسی شده‌ایم می‌گوییم «خودش مراقب نبود» و این دلیل‌تراشی‌ها یعنی ما حاضر نیستیم مسئولیت اشتباهی را که کرده‌ایم بپذیریم و می‌خواهیم برای آن علتی بیرونی پیدا کنیم.

 

“نکته: اگر می‌خواهیم عذرخواهی‌مان واقعی و موفقیت‌آمیز باشد، باید یاد بگیریم مسئولیت آنچه را انجام داده‌ایم بپذیریم و حتی خودمان را آماده کنیم تا تاوان اشتباهمان را بپردازیم”

 

 تاوان این اشتباه شاید خشم یا تندی طرف مقابل باشد، شاید او حرف‌هایی بزند که ما دلمان نمی‌خواهد بشنویم، اما به هر حال اگر خطا کرده‌ایم برای پذیرفته شدن طلب بخشایش‌مان باید صبور باشیم و به مجازات تن بدهیم و با چنین باوری طبیعتا آمادگی بیشتری برای مواجهه با واکنش‌های غیرقابل انتظار داریم.

 

مسئولیت‌پذیری بویژه درباره اشتباه‌هایمان، مهارتی نیست که ناگهان صاحب آن شویم؛ تخصصی است که آن را باید از کودکی بیاموزیم. آیا شما هم با پدر و مادرهایی برخورد کرده‌اید که وقتی کودکشان خطایی می‌کند برای آن که درس بگیرد کار اشتباه او را به یک موجود خیالی نسبت می‌دهند؟ مثلا وقتی او چیزی می‌شکند می‌گویند «نه! نه! تو نبودی، آن بچه بد بود که الان فرار کرده» این روش تربیتی، اولین گام به سوی پرورش بچه‌های غیرمسئول است، اما این دلیل نمی‌شود که اگر مسئولیت‌پذیر بار نیامده‌اید همچنان به رفتار نادرست ادامه بدهید و اشتباه‌هایتان را به عوامل بیرونی نسبت بدهید. یادتان باشد شما مسئول خطاهایتان هستید، پس بالغانه درباره آنها فکر کنید.

 

از چشم ها تا دست ها:

 

pic www.3et.ir 3 روش های عذرخواهی کردن

 

می‌دانید چرا آدم‌ها وقتی با هم دعوا می‌کنند چشم‌هایشان را می‌بندند و فریاد می‌کشند؟ آنها چشم‌هایشان را می‌بندند چون نمی‌خواهند حقیقت را ببینند یا متوجه شوند که طرف مقابل هم حرفی برای گفتن دارد و فریاد می‌کشند چون ناخودآگاه حس می‌کنند قلب‌هایشان از هم دور شده است و صدایشان به هم نمی‌رسد.

 

طلب بخشایش کردن از دیگری یعنی می‌خواهیم بار دیگر قلب‌هایمان به هم نزدیک شود، پس رفتارمان هم باید متناسب با خواسته‌مان باشد، بنابراین چه لزومی دارد فریاد بزنیم یا تندی کنیم وقتی قلبمان را دستمان گرفته‌ایم و آن را به قلب دیگری که شکسته است، نزدیک کرده‌ایم.
حتما در عذرخواهی باید با طرف مقابل ارتباط چشمی داشته باشیم چراکه نگاه کردن در چشم‌هایش به او تلقین می‌کند، شما قابل اعتماد هستید و حرف‌تان از صمیم قلب است.
درباره این که آیا باید هنگام عذرخواهی طرف مقابل را لمس کرد یا نه، لازم است شرایط را بسنجید و شناخت کاملی از او داشته باشید. گاهی بهتر است دست روی شانه مخاطب‌تان بگذارید یا آهسته سرش را نوازش کنید یا حتی او را در آغوش بگیرید، اما برخی آدم‌ها وقتی دلشکسته‌اند ترجیح می‌دهند به هیچ وجه لمس نشوند.
البته معمولا ثابت شده است اگر در محیط خانواده، طرف مقابل را بغل کنید نتیجه عذرخواهی بهتر است. وقتی آدم‌ها در آغوش گرفته می‌شوند، هر چقدر هم عصبانی باشند، نمی‌توانند به آسانی بگویند بخشایشی در کار نیست.

 

بگو آن نگفتنی را:
بدبختانه ما در دنیای نیمکره چپ زندگی می‌کنیم، دنیایی که نیمکره راست در آن نقشی ندارد. حتما می‌پرسید نیمکره راست مگر قرار است چه کار کند که بیکار ماندنش این همه مهم است.
این نیمکره، مسئول اموری همچون عشق‌ورزی و خلاقیت است و از آنجا که بیشتر ما از دوران کودکی برای تخصص‌هایی متناسب با نیمکره چپ آموزش می‌بینیم، نیمکره دیگر چندان پرورش پیدا نمی‌کند و فقط گاهی وقت‌ها از زندان آزاد می‌شود و آنقدر در انجام وظایفش نابلد است که فقط برای ابراز افسردگی و اندوه به کار می‌آید.

 

در عذرخواهی باید هر دو نیمکره مغزمان را به کار بیندازیم، یعنی از یک سو باید یادمان بیاید طرف مقابل را دوست داریم و می‌خواهیم با او ارتباط دوستانه‌ای داشته باشیم و از سوی دیگر باید منطق‌مان را برای انتخاب کلماتی متناسب با شرایط انتخاب کنیم. وقتی این دو نیمکره با هم همکاری کنند آن‌گاه کلمات ما خالصانه و از صمیم قلب می‌شود و همان گونه که قدیمی‌ها گفته‌اند سخنی که از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند.
بیشتر ما اعتقاد داریم همین که در رفتارمان شرمندگی را نشان بدهیم کافی است، اما همان گونه که هر رفتار یا تصمیم اشتباهی معمولا یک وجه کلامی و یک وجه عملی دارد طلب بخشایش بابت آن هم باید وجهی کلامی و وجهی عملی داشته باشد.
اگر ما برای اشتباهی متاسف یا شرمسار هستیم نه‌تنها باید در رفتارمان نشان بدهیم که متوجه اشتباهمان شده‌ایم و می‌خواهیم جبرانش کنیم بلکه باید احساسمان را در قالب کلمات هم ثابت کنیم و بالاخره آن سخت‌ترین کلمه را که خیلی‌ها از گفتنش همیشه بیم دارند و غرورشان اجازه نمی‌دهد، به زبان بیاوریم و بگوییم «متاسفم»

 

در انتخاب کلمات بعدی پس از این سخت‌ترین کلمه هم باید دقت کنید. شاید بهتر باشد علت‌هایی که طرف مقابل برایتان عزیز است، بیان کنید یا میزان تاسف‌تان را توصیف کنید یا از تصمیم‌تان برای بهبود شرایط بگویید. مثلا به رفیق قدیمی دلشکسته بگویید با او خاطرات مشترک زیادی دارید و در سختی‌ها همراه‌تان بوده است، به کارمندی که دلش را آزرده‌اید بگویید همیشه از انجام وظیفه‌اش راضی بوده‌اید، به مخاطبان فراوانی که از تصمیم اشتباه شما متضرر شده‌اند بگویید می‌خواهید خطایتان را هر طور شده جبران کنید، به همسرتان که دلخور شده بگویید عاشقش هستید.

 

نادرست‌ترین حرکت پس از گفتن متاسفم این است که باز سر خانه اول برگردید و با این که پشیمانی‌تان را ابراز کرده‌اید، تقلا کنید جریان دلخوری را به نفع خودتان تعبیر کنید. مثلا بگویید «البته متاسفم اما باور کن تقصیر خودت بود که …» یا «باشد! من عذر می‌خواهم، اما یادت باشد در این ماجرا اشتباهی نکرده بودم!»
خطای رفتاری دیگر این است که پس از ابراز تاسف جزئیات جریان را مفصل یادآوری کنید. شما با خطایتان روح طرف مقابل را رنجور کرده‌اید، قلبش را شکسته‌اید، به احساساتش لطمه زده‌اید و حالا که برای طلب بخشایش آمده‌اید طوری جزء به جزء قصه دلخوری را تعریف می‌کنید که باز همه چیز برای او تداعی می‌شود و آن زخم قدیمی گوشه دلش سر باز می‌کند و خشمگین می‌شود.

 

بنابر این اگر می‌خواهید پس از طلب بخشایش حرفی برای گفتن داشته باشید بهتر است آرامبخش‌ترین‌ها را انتخاب کنید. با این حال ما همچنان معتقدیم، پس از طلب بخشایش و قول دادن برای جبران، کم پیدا می‌شود کلماتی که ارزش‌شان بیشتر از سکوت باشد و به قول ارسطو اگر خردمند هستید، بهتر است کم بگویید و زیاد بشنوید.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

خبرنامه ایمیلی

آخرین مطالب

بهترین مطالب

مطالب تصادفی

تبلیغات متنی